سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
وجنات تجری من تحتها الانهار
به پایان دو چیز نمی توان رسید : دانش و خرد . [امام علی علیه السلام]
 

چهارشنبه 10 آذر 89 , ساعت 1:6 عصر







بیست و چهارم ذی الحجه
مباهله ، روشن‏ترین دلیل باورهای شیعه
«فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَتَ اللّه‏ عَلَی الْکاذِبینَ»









بیست و چهارم ذی الحجه
مباهله ، روشن‏ترین دلیل باورهای شیعه
«فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَتَ اللّه‏ عَلَی الْکاذِبینَ»

بیست و چهارم ذی الحجه
مباهله ، روشن‏ترین دلیل باورهای شیعه
«فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَتَ اللّه‏ عَلَی الْکاذِبینَ»







بیست و چهارم ذی الحجه
مباهله ، روشن‏ترین دلیل باورهای شیعه
«فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَتَ اللّه‏ عَلَی الْکاذِبینَ»




ذی الحجه آخرین ماه سال قمری و یکی از مبارک‏ترین، با شکوه‏ترین و پرخاطره‏ترین ماهها برای مسلمانان به ویژه شیعیان جهان می‏باشد. در این ماه برگهای زرین و مسرت بخشی در تاریخ اسلام رقم خورده و به عنوان میراث جاویدان برای جهان اسلام به یادگار مانده است. از مناسبتهای سرورآفرین این ماه می‏توان به اول ماه، روز ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهما‏السلام و تولد حضرت ابراهیم خلیل الرحمن اشاره کرد. روز نهم و دهم به ترتیب روزهای عرفه و عید قربان روزهای پر شکوه اعمال حج را در پی دارد. ولادت امام هادی علیه‏السلام در روز پانزدهم، حماسه جاویدان عید غدیر در روز هجدهم، ماجرای افتخارآفرین خاتم بخشی علی علیه‏السلام و نزول آیه ولایت در روز بیست و چهارم و اعطای مدال افتخار «هَل اَتی» از سوی خداوند متعال به اهل بیت علیهم‏السلام به خاطر ایثار و فداکاری آن بزرگواران در روز بیست و پنجم این ماه، زینت بخش صفحات تاریخ اسلام گردیده است.
در این میان روز بیست و چهارم ذی الحجه، به مناسبت وقوع جریان مباهله، از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین خاطر در این مقاله سعی شده نخست به گزارشی کوتاه از ماجرای مباهله اشاره شود و سپس دست آوردها و آثار و برکات این حماسه معنوی بیان گردد.

پیش زمینه مباهله


نجران یکی از شهرهای منطقه حجاز است که در مرز یمن قرار دارد. در صدر اسلام، اهالی آنجا طبق آئین مسیحیت می‏زیستند، تا اینکه در سال دهم هجرت، پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله توسط خالد بن ولید1 اهالی آن منطقه را به اسلام دعوت فرمود و گروه بسیاری مسلمان شدند، ولی عده‏ای نیز در کیش نصرانیت باقی ماندند.
به دنبال این حادثه، حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نامه‏ای به بزرگان نصارای نجران نوشت.
در این نامه آمده بود: « به نام خداوند یگانه ؛ خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. از محمد پیامبر و فرستاده خداوند متعال به بزرگ‏ترین روحانی مسیحیان نجران. من شما را از پرستش بندگان به پرستش خداوند یکتا دعوت می‏کنم. اگر می‏خواهید مسلمان شوید و اگر اسلام را نمی‏پذیرید باید جزیه بدهید و گرنه به شما اعلان جنگ می‏دهم.2
آنان بعد از رسیدن نامه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به هراس افتادند و بعد از مشورت با هیئتی مرکب از چهارده نفر و به سرپرستی سه کشیش به نامهای اهتم، عاقب و سیّد به مدینه آمدند.
هیئت روحانیون اعزامی از نجران، وارد مدینه شدند و مستقیما در مسجد، به حضور پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رسیدند. آنها وقتی احساس کردند که زمان عبادتشان فرا رسیده است، ناقوس را برای اعلام نماز به صدا درآوردند. یاران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با مشاهده این وضع ناراحت شده و گفتند: یا رسول اللّه‏! در مسجد شما صدای ناقوس؟! فرمود: بگذارید عبادتشان تمام شود، آنگاه آنها را به اینجا دعوت کنید!
آنان بعد از ادای مراسم عبادت، به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آمدند وبه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گفتند: شما چه ادعائی دارید؟ فرمود: «من مردم را به آئین توحید دعوت می‏کنم و از آنان می‏خواهم که: شهادت بدهند خدائی جز خدای یگانه وجود ندارد ومن پیامبر خدا هستم. از منظر دین من عیسی بن مریم بنده و مخلوق خداوند عالمیان است. غذا می‏خورد و آب می‏نوشد وسخن می‏گوید.»
روحانیون مسیحی نجران پرسیدند:«اگر او بنده خداست، پس پدرش کیست؟!»
در همین حال به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحی نازل شد که از آنها بپرس، درباره حضرت آدم چه می‏گویید؟ آیا او بنده خدا و مخلوق خدا نبود که مانند سایر بندگان می‏خورد و می‏نوشید و سخن می‏گفت؟!
وقتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از آنان سؤال کرد، پاسخ دادند: آری او چنین بود. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسید: بسیار خوب! پدر آدم که بود؟ آنان در جواب عاجز شدند و با حالتی حیرت زده به همدیگر نگاه کردند.
در آن حال خداوند متعال این آیه را فرستاد: «اِنَّ مَثَلَ عیسی عِنْدَاللّه‏ِ کَمَثْلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»3؛ «مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است، که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش! او موجود شد.»
بنابراین آیه، ولادت عیسی علیه‏السلام بدون پدر، هرگز نمی‏تواند دلیل الوهیت او باشد، وگرنه باید حضرت آدم را به خدا بودن شایسته‏تر دانست که نه پدر دارد و نه مادر.

آغاز مباهله


وقتی آنان از جواب فروماندند، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بار دیگر آنان را به اسلام دعوت کرد و آنها برای رهایی خویش تظاهر به اسلام کرده و گفتند: «ما مسلمان شدیم.» پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: نه! دروغ می‏گویید و شما را علاقه به صلیب موهوم عیسی علیه‏السلام و شراب خواری و خوردن گوشت خوک مانع می‏شود که قلبا دین حق را بپذیرید!
چون آنها از پذیرش حق سرباز زدند، در همان لحظه آیه مباهله نازل شد که: «فَمَنْ حاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَتَ اللّه‏ عَلَی الْکاذِبینَ»؛4 «هرگاه بعد از دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، کسانی با تو به مجادله و ستیز برخیزند، بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نمائیم، شما هم زنان خود را، ما از جانهای خود دعوت می‏کنیم شما هم از جانهای خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
نصارای نجران بعد از شنیدن این آیه، گفتند: این کاری منصفانه است و بعد از قرار گذاشتن وقت مباهله، برای کسب آمادگی به منازلشان رفتند. در جلسه‏ای که مسیحیان نجران تشکیل دادند، بزرگ آنان به سایرین گفت: اگر محمد، فردا با عده‏ای از یاران و اصحابش برای مباهله آمد، ما هم با او مباهله می‏کنیم و او قطعا پیامبر خدا نیست؛ اما اگر با خاندانش برای مباهله حضور یافت، ما نباید به این کار دست بزنیم؛ زیرا اگر او خاندان نزدیکش را برای این کار انتخاب کند و حاضر شود آنها را فدا نماید، حتما او پیامبر است و در ادعایش راستگو است.
صبح روز بعد، نصارای نجران آمدند و در محل مقرر ایستادند و منتظر ورود پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بودند. ناگهان مشاهده کردند که حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله کودکی را در آغوش گرفته و دست کودکی دیگر را در دست دارد و زن و مردی پشت سر او قدم برمی‏دارند و با شکوه و جلال و هیبت معنوی خاصی به پیش می‏آیند.
در آن حال پیامبر به همراهانش توصیه فرمود که من هرگاه نفرین کردم، آمین بگویید.
روحانیون نجران از گروه زیادی از انصار و مهاجرین که برای تماشای مباهله آمده بودند، سؤال کردند: اینها چه نسبتی با محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دارند؟ آنان پاسخ دادند: آن مرد علی بن ابی طالب، داماد اوست و آن زن فاطمه، دخترش می‏باشد و آن دو کودک حسن و حسین، فرزندان فاطمه و علی هستند.
روحانیون نصارا با دیدن این منظره خود را باخته و نگران شدند؛ به طوری که رئیس آنان گفت: من عذاب را در چند قدمی خود احساس می‏کنم؛ زیرا او به راه خود ایمان راسخ دارد، وگرنه هیچ گاه فردی که در کار خود تردید داشته باشد، عزیزان و نور چشمان خود را در معرض عذاب الهی قرار نمی‏دهد. اگر با این وضع دست به نفرین برداریم، تمام ما نابود خواهیم شد و تا روز قیامت یک نفر نصرانی روی زمین باقی نخواهد ماند و نام کلیسا از حافظه تاریخ محو خواهد شد.»
آنان عاجزانه عرضه داشتند: ای ابوالقاسم! ما مباهله نمی‏کنیم، تو دین خود را داشته باش و اجازه بده ما هم به دین خود باقی بمانیم.
پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: نه. اگر حاضر به مباهله نیستید، مسلمان شوید. اسقف گفت: نه! مسلمان نمی‏شویم و چون توانائی جنگ نداریم، مانند سایر اهل کتاب جزیه5 می‏دهیم. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پذیرفت و مصالحه نمود.6 سپس پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) فرمود: عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی که در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز کشیده می شد.(فروغ ابدیت ج2)
جریان مباهله را مفسّرین بزرگ و محدّثین و مورّخین در کتابهاى تفسیر و حدیث و تاریخ نقل کرده اند، و از اینکه مصادر و مدارک آن را نشان بدهیم بى نیازیم. اما در عین حال چندین کتاب را برای مراجعه نام مى بریم تفسیر طبرى، بیضاوى، نیشابورى، کشاف، الدرالمنثور، اسباب النزول واحدى، اکلیل سیوطى، مصابیح السنة، سُنن ترمذى و کُتُب دیگر.

دستاوردهای حادثه مباهله


جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‏شود؛ چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و منزلت اهل بیت آن حضرت را برای چندمین بار به نظاره نشستند و روز مباهله، به عنوان یکی دیگر از روزهای جشن و پیروزی و روز دعا وشکرگزاری در تاریخ اسلام ثبت شد. در این بخش، به برخی از دست آوردها و آموزه‏های حیاتبخش جریان مباهله می‏پردازیم:

سند حقانیت شیعه


نزول آیه مبارکه مباهله، واضحترین دلیل بر فضیلت و عالی‏ترین مدرک برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت علی علیه‏السلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد. در این آیه وجود مقدس امیرمؤمنان علی علیه‏السلام به منزله جان پیامبر شناخته شده است و این حقیقت غیرقابل انکار ـ که از منظر تمام دانشمندان شیعه و اهل سنت جای تردید و شبهه در آن وجود ندارد ـ اثبات می‏کند که دومین شخص عالم امکان، علی علیه‏السلام است که شایستگی جانشینی حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بعد از رحلتش منحصر در شخصیت وی می‏باشد.
شیخ مفید رحمه‏الله می‏فرماید: «خدای متعال در آیه مباهله حکم نموده است که علی علیه‏السلام جان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد، و از این حکم معلوم می‏شود که امیرمؤمنان علی علیه‏السلام به بالاترین درجه فضیلت و برتری نائل شده است و با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در کمال و عصمت از گناهان مشترک است.»7
این سخن شیخ مفید برگرفته از حدیث معروف مساوات است. اهل سنت این حدیث را از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل می‏کنند که فرمودند: «مَنْ اَرادَ اَنْ یَنْظُرَ اِلی آدَمَ فی عِلْمِهِ وَاِلی نوحٍ فی تَقْواهُ وَفَهْمِهِ وَ اِلی اِبْراهیمَ فی حِلْمِهِ وَ اِلی یَحْیَی بْنِ زَکَریّا فی زُهْدِهِ وَاِلی مُوسی فی هَیْبَتِهِ وَاِلی عیسی فی عِبادَتِهِ فَلْیَنْظُرَ اِلی عَلیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ؛8 هر کس می‏خواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند، به علی بن ابی طالب بنگرد.
بر اساس این روایت، وجود امیرمؤمنان علی علیه‏السلام با تمام پیامبران الهی مساوی است.
علامه بزرگوار استاد محمدتقی جعفری در این زمینه می‏نویسد: «روایاتی متنوع در منابع اولیه اسلام، مخصوصا حدیث مقدس «مساوات امیرالمؤمنین علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام با رسولان الهی در امتیازاتی که خداوند سبحان به آنان عطا فرموده است»، به اضافه آیه مباهله که علی بن ابی طالب علیه‏السلام در آن نفس رسول اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله منظور شده است، با کمال وضوح اثبات می‏کنند که علی علیه‏السلام آن بزرگ بزرگان و آن یگانه نسخه انسان کامل - که پس از وجود نازنین محمد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نظیر او به عرصه هستی گام نگذاشته است - تجلی گاه نمونه همه امتیازات والای پیشوایان معصوم علیهم‏السلام می‏باشد.»9
در یکی از گفتگوهای امام رضا علیه‏السلام با مأمون، آمده است که مأمون از حضرت رضا علیه‏السلام پرسید: شما چه دلیلی بر خلافت جدتان علی بن ابی‏طالب بعد از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دارید؟! امام رضا علیه‏السلام فرمودند: «آیَةُ اَنْفُسَنا؛ آیه مباهله.»
شخصیت شناس پرتلاش، علامه سیدعلی اصغر بروجردی، در کتاب طرائف المقال در توضیح سخن امام رضا علیه‏السلام می‏نویسد: بدون تردید در صحنه مباهله به غیر از اصحاب کساء هیچ کس دیگر از مسلمانان حضور نداشت و اگر به غیر از علی علیه‏السلام مرد با فضیلت دیگری - که به اندازه او در نزد رسول گرامی اسلام موقعیت و منزلت والائی کسب کرده بود - وجود داشت، هیچ گاه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله علی علیه‏السلام را به جای او گزینش نمی‏کرد و یا حداقل به همراه علی علیه‏السلام او را نیز می‏آورد. اما آیه مباهله و شأن نزول آن گواهی می‏دهد که علی علیه‏السلام شایسته‏ترین و بافضیلت‏ترین فرد در میان یاران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود.
سخن رسول گرامی اسلام در روز مباهله شاهد دیگری بر این مدعاست. آن حضرت هنگام مباهله با نصارای نجران با اشاره به علی علیه‏السلام فرمود: «اَللّهُمَّ هذا نَفْسی وَهُوَ عِنْدی عِدْلُ نَفْسی؛10 پروردگارا این [علی] جان من است و او در نزد من معادل نفس من است.»
برای همین بود که امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در اوج مظلومیت خویش در ماجرای شورای خلافت، خطاب به اهل شورا با آیه مباهله احتجاج نمود. ابن حجر هیثمی از محدثان اهل سنت کلام علی علیه‏السلام ، خطاب به اهل شورا را چنین نقل می‏کند: « اُنْشِدُکُمُ اللّه‏َ هَلْ فیکُمْ اَحَدٌ جَعَلَهُ اللّه‏ُ نَفْسَ النَّبِیِّ، وَاَبْناءَهُ اَبْناءَهُ، وَنِساءَهُ نِسائَهُ، غَیْری؛11 شما را به خدا قسم می‏دهم، آیا به غیر از من در میان شما کسی هست که خداوند او را جان پیامبر و فرزندانش را فرزندان پیامبر و زنانش را زنان پیامبر قرار داده باشد؟!» همه یکصدا گفتند: نه؛ به غیر از تو چنین فردی را سراغ نداریم.
ابن حماد شاعر پرشور و متعهد قرن چهارم هجری در ضمن اشعاری علی علیه‏السلام را با آیه مباهله ستوده، می‏گوید:
سَمَّاهُ رَبُّ الْعَرْشِ نَفْسَ مُحَمَّدٍ یَوْمَ الْبِهالِ وَذاکَ ما لا یَدْفَعُ12
« پروردگار عرش، در روز مباهله، علی علیه‏السلام را جان محمد نامید و این واقعیتی انکارناپذیر است.»

سایر دستاوردهای مباهله


1. جلوه‏ای از عزت اسلام


ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشکار گردد. این واقعه یکی دیگر از دلائل نبوت و کرامتهای آن حضرت به شمار می‏آید. بی تردید مباهله، در تقویت ایمان مسلمانان و تضعیف روحیه منافقان و مخالفان تأثیری بسزا داشته است.

2. دلیلی بر فضیلت اهل بیت علیهم‏السلام


این آیه محکم‏ترین دلیل بر عظمت و فضیلت اهل بیت علیهم‏السلام می‏باشد. از دانشمندان اهل سنت، ابوالقاسم جار اللّه‏ زمخشری صاحب تفسیر معروف کشاف می‏نویسد:
«وَفیهِ دَلیلٌ لاشَی‏ءَ اَقْوی مِنْهُ عَلی فَضْلِ اَصْحابِ الْکِساءِ عَلَیْهِمُ السَّلام ُ وَفیهِ بُرْهانٌ واضِحٌ علی صِحَّةِ نُبُوَّةِ النَّبِیِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله لاَِنَّهُ لَمْ یَرْوِ اَحَدٌ مِنْ مُوافِقٍ وَلا مُخالِفٍ اِنَّهُمْ اَجابُوا اِلی ذلِکَ؛13 در این آیه قوی‏ترین دلیل بر برتری اصحاب کساء علیهم‏السلام وجود دارد و در آن دلیل روشنی بر صحت پیامبری پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است؛ چون هیچیک از مخالف و موافق روایت نکرده است که مسیحیان نجران مباهله (با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ) را پذیرفته باشند.»
مسلم نیشابوری، عالم دیگر اهل سنت نیز در صحیح خود، در مورد شأن نزول این آیه که فضیلت و منقبتی دیگر را برای اهل بیت علیهم‏السلام رقم زده است می‏گوید: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله علی و فاطمه و حسنین علیهم‏السلام را دعوت کرد و فرمود: «اَللَّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلی؛ پروردگارا! اینان اهل [بیت] من هستند.»14
شیخ مفید این گفته را چنین تکمیل نموده: «مباهله فضیلتی استثنائی برای اهل بیت علیهم‏السلام می‏باشد که هیچکس از امت اسلام در این فضیلت با آنان شریک نیست و همانند آنان نمی‏تواند باشد.15

3. آشکار شدن ذلت دشمنان اسلام


ماجرای مباهله نشان داد که هر کس به هر عنوان با دین اسلام مخالفت نماید، دچار شکست و ذلت ابدی خواهد شد. و سرنوشت انسانهای لجوج و خودخواه که به هر بهانه‏ای از پذیرش حق و منطق صحیح سرباز می‏زنند، همانند نصارای نجران با خذلان و خواری توأم خواهد شد، که وعده الهی حق است وپیروزی حق بر باطل از سنتهای تغییرناپذیر اوست. آنان آن چنان از عظمت روحی و معنوی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مرعوب شده بودند که بدون لحظه‏ای درنگ از مباهله دست کشیده و در کوتاهترین مدت به خواسته‏های پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تن دادند و این مصداق همان آیه شریفه است که می‏فرماید: «سَاُلْقی فی قُلوبِ الَّذینَ کَفَروُا الرُّعْبَ»16؛ «به زودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‏افکنم.» به همین جهت آنان هنگامی که چهره‏های مصمم و با اراده پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و همراهان را مشاهده کردند که چگونه به سوی محل مباهله قدمهای راسخ برمی دارند، اسقف نجران اظهار داشت: «یا مَعْشَرَ النَّصاری اِنّی لاََری وُجُوها لَوْسَأَلُوا اللّه‏َ اَنْ یُزیلَ جَبَلاً مِنْ مَکانِهِ لاََزالَهُ بِها فَلا تُباهِلُوا فَتُهْلِکوا؛17 ای گروه نصارا! من چهره هایی را [که ایمان در سیمایشان موج می‏زند [مشاهده می‏کنم که اگر آنان از خداوند بخواهند که کوهی را از مکانش بردارد سریعا اجابت خواهد کرد. هرگز مباهله نکنید که نابود خواهید شد.»

4. روز خجسته و مبارک


شکوه و عظمت حادثه مباهله آن روز تاریخی را به عنوان یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ اسلام قرار داد و آن روز به عنوان روز جشن و شادی وشکرگزاری به درگاه حق و به عنوان یادآور عظمت اصحاب کساء در حافظه تاریخ ثبت شد. به همین جهت در روز 24ذی الحجه، همانند عید غدیر آداب ویژه‏ای منظور شده است که برخی از اعمال آن روز عبارتست از:
1. روزه گرفتن 2. غسل روز مباهله 3. به جای آوردن نماز مباهله 4. خواندن دعای آن روز 5. تصدق بر فقرا، به عنوان شکرگزاری 6. قرائت زیارت جامعه که جلوه هایی از عظمت اهل بیت علیهم‏السلام را بیان می‏کند.

5. تثبیت جایگاه اهل بیت علیهم‏السلام


واقعه مباهله موقعیت اهل بیت علیهم‏السلام را در جامعه بویژه در میان اندیشمندان مسلمان آن چنان استحکام بخشید که حتی تندروترین مخالفین آن بزرگواران نتوانسته‏اند از ذکر آن خودداری کنند و خداوند متعال به این وسیله حق را در زبان و قلم آنان جاری نموده است.
فخرالدین رازی صاحب تفسیر مفاتیح الغیب که در شبهه افکنی و تشکیک مواضع و باورهای کلامی شیعه گوی سبقت را از دیگران ربوده و هیچ موردی را در مسئله امامت بدون نقض رد نشده، هنگامی که به آیه مباهله می‏رسد حقیقت را چنین اظهار می‏دارد: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زمانی که به محل مباهله می‏آمد عبائی بافته شده از موی سیاه در بر کرده و حسین را بغل کرده و دست حسن را گرفته و فاطمه و علی علیهما‏السلام نیز از پشت سر آن حضرت می‏آمدند. در همان حال پیامبر به آنها سفارش کرد:« هنگامی که دست به نفرین بلند کردم شما آمین بگویید.» سپس پیامبر در همان نقطه مباهله، حسن و حسین و علی و فاطمه علیهم‏السلام را در زیر عبای خود گردآورده و آیه تطهیر را قرائت کرد و به این ترتیب اهل بیت خود را نیز معرفی نموده و عظمت و منزلت آنان را شناساند.
فخر رازی بعد از نقل این روایت می‏گوید: به اتفاق اهل حدیث و تفسیر این روایت صحیح است و هیچگونه تردیدی در صدور آن وجود ندارد.
او در ادامه می‏افزاید: همچنین این آیه دلالت می‏کند که حسن و حسین پسران رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هستند.18

6. تداوم سنتهای پیامبران پیشین


مباهله همانند بسیاری از احکام و دستورات شریعت اسلام ادامه ادیان توحیدی پیشین می‏باشد. به همین جهت این سنت آسمانی و حرکت معنوی برای پیروان ادیان گذشته کاملاً آشنا بود. همانطوری که ابوحارثه - اسقف بزرگ هیئت اعزامی - هنگام مشاهده پیامبر و همراهان در محل مباهله به دوستانش گفت: به خدا سوگند! او همانند پیامبران الهی به مباهله نشسته است.19

7. شیوه مقابله با مخالفین


مباهله اهل بیت علیهم‏السلام ، به مسلمانان آموخت که هرگاه مخالفین با منطق و دلیل قانع کننده به سوی صراط مستقیم هدایت نشدند و آنان به لجاجت پرداخته واز پذیرش حق امتناع ورزیدند با مباهله به مقابله برخیزند و در برابر دشمنان عنود، خود را عاجز و درمانده نشان ندهند. به همین سبب این شیوه در میان مسلمانان رایج بود.
هنگامی که در بامداد روز عاشورا یکی از دشمنان امام حسین علیه‏السلام به نام یزید بن مقعل به صحنه نبرد آمد، بریر از سوی امام مأمور مقابله با وی شد. او خطاب به بریر گفت: ای بریر بن خضیر، کار خدا را چگونه می‏بینی؟ بریر گفت: به خدا سوگند برای من خوب است اما برای تو بد!
- چرا دروغ گفتی، تو که در گذشته دروغگو نبودی، آیا به یاد داری که از عثمان بد می‏گفتی و معاویه را، گمراه و گمراه کننده می‏دانستی؟! و علی بن ابی طالب را امام برحق می‏شمردی؟!
- آری شهادت می‏دهم که عقیده من همان است و گواهی می‏دهم که تو از گمراهان هستی، آیا حاضری در این زمینه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگو قرار دهیم و قبل از مبارزه از خدا بخواهیم که آنکه حق است فرد گمراه و دروغگو را بکشد؟! هنگامی که یزید بن مقعل مباهله را پذیرفت آنان در پیشگاه دو لشگر به مباهله پرداخته و دست به نفرین برداشتند. سپس مبارزه را آغاز کردند، بعد از اندکی زد و خورد بریر بن خضیر که با اراده‏ای آهنین و ایمانی راسخ به دفاع از حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام قیام کرده بود با ضربت شمشیر خویش به یزید بن مقعل پیروز شده و او را به خاک مذلت نشاند.
مباهله نه تنها در صحنه‏های مبارزات اعتقادی و اصول دین کاربرد دارد بلکه در فروعات فقهی نیز بابی به همین نام وضع شده است که مربوط به اختلافات و مشکلات خانوادگی است.
این نوع مباهله که مورد بحث فقهای اسلامی می‏باشد در متون فقهی به نام باب «لعان» معروف است. اساسا مباهله نوعی نفرین طرفینی است و این گذشته از اینکه در سطح عمومی با غیر مسلمانان انجام می‏شود. در مسائل خصوصی و خانوادگی نیز اگر کار به منازعه ومشاجره بکشد یکی از راهکارهای آن مباهله می‏باشد. هنگامی که مردی همسر خویش را به عمل نامشروع متهم کند و یا بخواهد فرزندی را از خودش نفی کند از مباهله و ملاعنه استفاده می‏شود. مبنای این نوع مباهله در آیات 6 تا 10 سوره نور است و شرایط و کیفیت آن نیز در منابع فقهی آمده است.

پی نوشت


(1 خالد بن ولید قبل از صلح حدیبیه و در سال ششم هجری به همراه عمرو بن عاص مسلمان شد . پدر او ولید بن مغیره یکی از بزرگان و متنفذان قریش بود . او در موارد متعددی فرماندهی لشکر اسلام را به عهده می‏گرفت و بعدها به عنوان یکی از کشورگشایان مسلمان مطرح گردید . برخی از اعمال ناروای وی موجب شد که او به عنوان فردی خشن، ضعیف الایمان، مخالف اهل بیت علیهم السلام، خودخواه و هواپرست، شناخته شود . قتل عام قبیله بنی خزیمه در یمن، شرکت در هجوم به خانه فاطمه زهرا علیها السلام، کشتن مالک بن نویره و تعرض به ناموس وی بخاطر مخالفت‏با ابوبکر، پذیرش دستور ابابکر در کشتن علی علیه السلام (که بعدا ابوبکر پشیمان شد)، نمونه هایی از سابقه ننگین وی را نشان می‏دهد . او در سال 21 ه . ق در زمان خلافت عمر درگذشت . عبدالرحمن بن خالد از فرزندان وی بود که در جنگ صفین با علی علیه السلام جنگید و مهاجر بن خالد فرزند دیگر او بود، که بر خلاف برادرش در جبهه حق از علی علیه السلام دفاع کرد
(2مکاتیب الرسول، ج‏2، ص‏502 .
(3 آل عمران/59 .
(4 آل عمران/61 .
(5 از منظر قرآن نوعی مالیات است که باید اهل کتاب، به رهبر مسلمانان بپردازند و در مقابل، در سایه حکومت اسلامی، جان و مال آنان محترم بوده و با امنیت‏خاطر و آسایش کامل زندگی می‏کنند . خداوند متعال در قرآن می‏فرماید:
«قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله ولابالیوم الاخر ولا یحرمون ما حرم الله ورسوله ولا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون‏» ;
«با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را که خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‏شمرند و نه آیین حق را می‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم جزیه را با دست‏خود بپردازند .»
)توبه/29(
(6 المیزان، ج‏3، ص‏250; جلوه هائی از نور قرآن، ص‏115 .
(7 شیخ مفید، ارشاد، ج‏1، ص‏170 .
(8ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج‏42، ص‏313; الریاض النضره، ج‏2، ص‏218; قوشچی، شرح تجرید، ص‏338 . و از منابع شیعه، فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص‏128 .
(9طرحهای آموزشی نهج البلاغه، ص‏11 .
(10 تفسیر امام عسکری، ص‏660; الامام علی علیه السلام ص‏285 .
(11 الصوائق المحرقه، ص‏93 .
(12 مناقب آل‏ابی طالب، ج‏2، ص‏145 .
(13تفسیر کشاف، ج‏1، ص‏433 .
(14صحیح مسلم، باب فضائل الصحابه .
(15 ارشاد، ج‏1، ص‏158 .
(16انفال/12 .
(17 تفسیر فخر رازی، ذیل آیه مباهله (آل عمران/61) .
(18تفسیر فخر رازی، ذیل آیه (آل عمران/61) .
(19تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه مباهله .


 


چهارشنبه 3 آذر 89 , ساعت 1:38 عصر








پیامک به مناسبت عید سعید غدیرخم
از دور دست تاریخ، آن سوى غدیر؛ از دور دست خاطره‏هاى آفتاب سوزان حجاز، صداى محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به گوش مى‏رسد. گویى استمداد مى‏کند از زمان؛ گویى یاور مى‏خواهد از تاریخ؛ گویى مى‏خواهد خاک‏هاى گرم غدیر را شاهد بگیرد بر این انتصاب آسمانى.
 


غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان



«غدیر ای باده‏گردان ولایت رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب سماوات به گوش گوشه‏گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم ننوشد ردای سبز بعثت را نپوشد»

خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه، با سرخی شفق، فوج فوج در زلال بی‏کران غدیر بال می‏شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می‏ایستند!

غدیر، آبراهه‏ای بود به خشک‏زار اندیشه‏های تمام اَعصار

آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد
بر نام علی و شوکت خاتم کرد
در روز غدیر خم نه تنها آدم
بر قامت مرتضی فلک سر خم کرد


کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏نشینان شهر غیبت هم شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ها، مرتضی را تصنیف کرد.

من یک مسلمانم ولى را مى‏شناسم
مولا على مولا على را مى‏شناسم
مهر على را تا ابد در سینه دارم
در سینه از مهر على گنجینه دارم.

از دور دست تاریخ، آن سوى غدیر؛ از دور دست خاطره‏هاى آفتاب سوزان حجاز، صداى محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به گوش مى‏رسد. گویى استمداد مى‏کند از زمان؛ گویى یاور مى‏خواهد از تاریخ؛ گویى مى‏خواهد خاک‏هاى گرم غدیر را شاهد بگیرد بر این انتصاب آسمانى.

غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى سرخ که اولش مدینه است،میانش کربلا و سرانجامش ظهور


خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.
غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد!

کشتی اسلام را لنگر علیست هر که او صاحب ولا ,رهبر علیست
الغرض تلخیص می گویم کلام ما مسلمانیم تنها والسلام

غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از کرامتهاست .
غدیر دریایی از باور و بصیرت ، در کویر حیرت و هامون ضلالت است ، تا کام جان ها از آن سیراب شود .

علی ، برگزیده محمد نیست ، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست


غدیر درخشان چون گوهری در تابش آفتاب است، وسیع به وسعت ابدیت است و جاری در لحظه لحظه کائنات است،

کاش در این نورانی ترین لحظات زندگی ( ایام عید الله الاکبر ) با باران مداوم حضورش این عطش بی پایان را به پایان برساند که تنها عشق او شایسته تسخیر دلهاست.

از ولایت عهدی حیدر، خدا تاج شرف بار دیگر بر سر زهرای اطهر می زند
در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می زند

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر
موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر چشمه های نور جاری شد ز دامان غدیر

بیاویزد آن کس به غدر خدای که بگریزد از عهد روز غدیر
چه گویی به محشر اگر پرسدت از آن عهد محکم شَبَر یا شُبیر
حکیم ناصرخسرو قبادیانی

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم

غدیر، محل تلاقی رودخانه به دریاست. غدیر، پیوند نبوت به امامت است. غدیر، قله شکوهنده دستگیری و دلالت پیوسته آدمیان در جاری صلابت اعصار است.


خطابه غدیر، منشور راهبردی تشیع است؛ تشیع نه به عنوان یک فرقه و اقلیت، بلکه به عنوان شیوع انسانی و همگرایی کلی.

رسولی کز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد . عید غدیر خم مبارک

ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک

اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد .

به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به کائنات ندا شد به صوت جلی . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارک

 




مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست

روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی


نام علی : عدالت -- راه علی : سعادت -- عشق علی : شهادت -- ذکر علی : عبادت -- عید علی : مبارک

ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
جلوه‌گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر
رودها با یکدگر پیوست کم‌کم سیل شد
موج می‌زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

ستاره سحر از صبح انتظار دمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید
گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش
زمین به حکم قضا آب زندگی نوشید

گرفت پرچم اسلام را على در دست
از این گزیده، زمین و زمان به خود بالید
به یمن فیض ولایت، شراب خمّ الست
به عشق آل على از غدیر خم جوشید


غدیر، عید همه عمر با على بودن
غدیر، آینه‌دار على ولی الله ست
غدیر، حاصل تبلیغ انبیا همه عمر
غدیر، نقش ولای على به سینه ماست

غدیر، یک سند زنده، یک حقیقت محض
غدیر، از دل تنگ رسول عقده گشاست
غدیر، صفحه تاریخ «وال من والاه»
غدیر، آیه توبیخ «عاد من عاد» است

جمع کرد آنگاه اقیانوس‌ها را در غدیر
ریخت موج التهابی در دل آن آبگیر
آبگیر آیینه‌ای شد از جهان در اهتزاز
موج، پشت موج بالا رفت با دست امیر

ولایت امیر المؤمنین علیه‏السلام ، چشمه حیات لازَمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‏کند.



نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)


قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
عید غدیر مبارک

شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی


چهارشنبه 3 آذر 89 , ساعت 1:29 عصر







عید غدیر مبارک
آداب و سنن عید غدیر خم از نگاه روایات
روز عید سعید غدیر یکی از این ایام سرور آل محمد، علیهم السلام، است که به عنوان «عیدالاکبر» نامیده شده، چرا که روز اکمال دین و اتمام نعمتهای پروردگار، به خاطر واقعه غدیر و انتصاب شایسته و بحق حضرت علی، علیه السلام، به امر الهی به جانشینی رسول معظم، صلّی اللّه علیه وآله، است.
 

دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ در تاریخ اسلام رخ داد که از یکى رسالت و از دیگرى امامت به وجود آمد. نخستین حادثه، نزول وحى بود که رسالت پیامبر(ص) را در برداشت. دومین حادثه، غدیر بود که امامت را به وجود آورد و در حقیقت ادامه رسالت بود. روز غدیر و امامت همان قدر اهمیت دارد که روز بعثت و رسالت.
دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ در تاریخ اسلام رخ داد که از یکى رسالت و از دیگرى امامت به وجود آمد. نخستین حادثه، نزول وحى بود که رسالت پیامبر(ص) را در برداشت. دومین حادثه، غدیر بود که امامت را به وجود آورد و در حقیقت ادامه رسالت بود. روز غدیر و امامت همان قدر اهمیت دارد که روز بعثت و رسالت.
خداوند منّان نیز در قرآن به این ارتباط اشاره کرده و فرموده است:
یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه یعصمک من النّاس ان اللّه لایهدى القوم الکافرین: (مائده، 67)
در آیه دیگر که همان روز و بعد از آن واقعه غدیر نازل شد فرمود:
الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا:(مائده،3)
مرحوم حاج میرزا جواد ملکى تبریزى مى گوید:
ویوم الغدیر من هذا الیوم [یوم المبعث] بمنزله الجزء الاخیر من العلقه التامه، بل بمنزله الباطن من الشىء الظاهر، وبمنزله الروح من الانسان، لانّ کل ما فى هذا المبعث الشریف من الخیر والفوز والسعاده مشروطه بولایه امیرالمؤمنین والائمه من ولده…1
به دلیل اهمیت روز غدیر به عنوان بزرگترین و مهمترین اعیاد اسلامى است که براى آن آداب و اعمال و فضایل بى شمارى بیان شده است. در این نوشته اعمال و آداب غدیر تا حدّ امکان در آیینه روایات نمایانده مى شود. قبل از هر چیز به چند نکته اشاره مى شود:
1 ـ کثرت اعمال و آداب این روز بسیار فوق العاده است و با اعمال هیچ روزى قابل مقایسه نیست. در این بررسى تا آنجا که در توان نگارنده بود بیش از چهل مورد از آداب روز غدیر در روایات گردآورى شده است.
2 ـ در آداب و اعمال غدیر همه گروهها مورد توجه و خطاب هستند و براى هر گروه با هر فکر و اندیشه و هر سنّى، آدابى مناسب حال وجود دارد.
3 ـ اعمال و آداب این روز برخوردار از ویژگى جامعیّت و به تمام ابعاد زندگى انسان (عبادى، سیاسى، فقهى…) مربوط مى شود.
از این نکات استفاده مى شود که معمار این حادثه مهم تاریخى، مى خواهد این روز براى همیشه در تاریخ زنده باشد. در این نوشته این روز را در نگاه روایات تحت عناوین سیاسى، عبادى، اجتماعى و اخلاقى دسته بندى مى کنیم و احادیث مربوط به آنها را مى آوریم:
آداب عبادى غدیر
1 ـ نماز

نماز روز غدیر در شب و روز و نیز نماز مسجد غدیر، در روایات وارد شده است که نمونه اى از روایات آن بیان مى گردد:
الف: نماز شب غدیر: سید بن طاووس در مورد آن چنین مى گوید:
وجدنا فیها صلاه مذکوره فى کتب العبادات والصلاه خیر موضوع و خیر مسموعٍ عام فى سائر الصلوات.
ذکر صفه هذه الصلاه فى لیله الغدیر وهى اثنتا عشره رکعه لایسلّم الا فى اخراهنّ ویجلس بین کلّ رکعتین ویقرأ فى کل رکعه الحمد وقل هو اللّه أحد عشر مرّات و آیه الکرسى مرّه، فاذا اتیت الثانیه عشره فاقرأ فیها الحمد سبع مرّات وقل هو اللّه أحد سبع مرّات واقنت وقل «لا اله الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشریک لَهُ، لَهُ الملک ولَهُ الحمد یحیى ویمیت ویمیت ویُحیى وهو حىّ لایموت بِیَدِه الخیر وهو على کل شى قدیر» عشر مرات وترکع وتسجد وتقول فى سجودک عشر مرات «سبحان مَن أحصى کل شئ علمهُ وسبحان مَنْ لاینبغى التسبیح الاّ لَهُ سبحان ذى المَنَّ والنّعم، سبحان ذى الفضل والطول، سبحان ذى العزّه والکرم، أسئلک بمعاقد العزّ من عرشِک ومنتهى الرحمه من کتابک وبالاسم الاعظم وکلماته التّامّه أن تصلّى على محمد رسولِکَ وأهل بیته الطیّبین الطاهرین واَنْ تفعل بى کذا وکذا انّک سمیع مجیب».2
ب: نماز روز غدیر: شیخ طوسى درباره نماز روز غدیر چنین آورده است:
الحسین بن الحسن الحسینى قال: حدثنا محمد بن موسى الهمدانى قال: حدثنا على بن حسان الواسطى، قال حدثنا على بن الحسین العبدى، قال سمعت اباعبداللّه الصادق ـ علیه السلام ـ یقول: صیام یوم غدیرخم یعدل صیام عمر الدنیا عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک وصیامه یعدل عنداللّه ـ عزّوجل ّ ـ فى کل عام مأه حجّه ومأه عمره مبرورات متقبلات وهو عیداللّه الاکبر… ومن صلّى فیه رکعتین… عدلت عند اللّه ـ عزوجلّ ـ مأه الف حجه ومأه الف عمره و….
ومن فطر فیه مؤمناً کان کمن اطعم فئاماً وفئاماً فلم یزل یعد الى ان عقد بیده عشراً. ثم قال: اتدرى کم الفئام؟ قلت: لا. قال: مأه الف کل فئام کان له ثواب من اطعم بعددها من النبیین والصدیقین والشهداء فى حرم اللّه ـ عزّوجلّ ـ وسقاهم فى یوم ذى مسغبه والدرهم فیه بالف الف درهم…3
ج: نماز مسجد غدیر: محدث عظیم الشأن مرحوم کلینى در مورد نماز مسجد غدیر مى گوید:
عده من اصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن احمد بن محمد بن أبى نصر، عن أبان عن ابى عبداللّه ـ علیه السلام ـ قال: یستحب الصلاه فى مسجد الغدیر لان النبیّ ـ صلى اللّه علیه وآله ـ اقام فیه أمیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ وهو موضع اظهره اللّه ـ عزّوجلّ ـ فیه الحق.4
2 ـ روزه
درباره روزه روز غدیر روایات متعددى وارد شده که نمونه اى از آنها نقل مى شود. صدوق مى گوید:
حدثنا على بن أحمد بن موسى ـ رضى اللّه عنه ـ قال: حدثنا محمد بن ابى عبداللّه الکوفى قال: حدثنى الحسین بن عبیداللّه الاشعرىُّ قال: حدثنى محمد بن عیسى ابن عبید، عن القاسم بن یحیى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن المفضّل بن عمر قال: قلت لابى عبداللّه ـ علیه السلام ـ: کم للمسلمین من عید؟ فقال: اربعه اعیاد، قال، قلت: قد عرفت العیدین والجمعه، فقال لى: اعظمها واشرفها یوم الثامن عشر من ذى الحجّه وهو الیوم الذى اقام فیه رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ ونصبه للناس علماً. قال: قلت: مایجب علینا فى ذلک الیوم؟ قال: یجب علیکم صیامه شکراً للّه وحمداً له مع انّه اهل ان یشکر کل ساعه، وکذلک أمرت الانبیاء اوصیاءها ان یصوموا الیوم الذى یقام فیه الوصى یتخذونه عیداً، ومن صامه کان افضل من عمل ستین سنه.5
همان طور که در پایان حدیث آمده است انبیا به جانشینان خود دستور مى دادند که روز وصایت و امامت خود را عید بدانند و روزه بگیرند. امام در این حدیث در فضیلت روزه این روز مى فرماید: روزه این روز از عمل شصت سال برتر است.
مرحوم کلینى هم در مورد روزه و اعمال دیگر چنین نقل مى کند:
عن على بن ابراهیم، عن ابیه، عن القاسم بن یحیى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن ابى عبداللّه ـ علیه السلام ـ قال: قلت: جعلت فداک للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال: نعم یا حسن أعظمها واشرفهما، قلت: واىّ یوم هو؟ قال: هو یوم نصب امیرالمؤمنین ـ صلوات اللّه وسلامه علیه ـ فیه علماً للناس، قلت جعلت فداک وماینبغى لنا ان نصنع فیه؟
قال: تصومه یا حسن وتکثر الصلاه على محمد وآله وتبرّء الى اللّه ممّن ظلمهم فانّ الانبیاء ـ صلوات اللّه علیهم ـ کانت تأمر الاوصیاء بالیوم الذى کان یقام فیه الوصّى ان یتخذ عیداً، قال: قلت: فما لمن صامه؟ قال: صیام ستین شهراً، ولاتدع صیام یوم سبع وعشرین من رجب فانه هو الیوم الذى نزلت فیه النبوه على محمّد ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ وثوابه مثل ستین شهراً لکم.6
در آخر حدیث بعد از روزه غدیر به روز مبعث اشاره شده و ثواب روزه هر دو روز برابر با ثواب روزه شصت ماه دانسته شده است و این، ارتباط حقیقى دو روز و اهمیت آن دو را مى رساند.
3 ـ دعا در شب و روز غدیر
از پیشوایان اسلام دعاهاى مختلفى در شب و روز این عید بزرگ نقل شده است که این مقاله گنجایش نقل آنها را ندارد. محدثان زیادى، این ادعیه را نقل کرده اند؛ از جمله سید بن طاووس و علامه مجلسى و محدث قمى که مى توان به کتب آنان مراجعه کرد.7
4 ـ یاد خدا و پیامبر(ص)
در آداب غدیر تأکید شده که در این عید بزرگ با روزه و نماز به یاد خدا و محمد(ص) و آل او(ع) باشید. در این زمینه نیز حدیثى از محدث بزرگ شیعه، کلینى مى آوریم:
سهل بن زیاد، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابیه قال: سئلت ابا عبداللّه ـ علیه السلام ـ هل للمسلمین عید غیر یوم الجمعه والاضحى والفطر؟ قال: نعم اعظمها حرمه قلت: واىُّ عید هو جعلت فداک؟ قال: الیوم الذى نصب فیه رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ وقال: «من کنت مولاه. فعلىّ مولاه» قلت: واىّ یوم هو؟ قال وما تصنع بالیوم انّ السّنه تدور ولکنّه یوم ثمانیه عشر من ذى الحجّه، فقلت: وماینبغى لنا أن نفعل فى ذلک الیوم؟ قال: تذکرون اللّه عزّ ذکره فیه بالصیام والعباده والذکر لمحمّد وآل محمّد…8
5 ـ درود و صلوات بر پیامبر اکرم(ص)
مرحوم شیخ حرّ عاملى از محمد بن على بن الحسین چنین آورده است:
عن الصفار، عن محمد بن عیسى، عن على بن سلیمان بن یوسف البزّار، عن القاسم بن یحیى، عن جدّه الحسن بن راشد قال: قیل لأبى عبداللّه ـ علیه السلام: للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین والجمعه؟ قال، فقال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم أقیم امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فعقد له رسول اللّه ـ صلى اللّه علیه وآله ـ الولایه فى اعناق الرجال والنساء بغدیرخم، فقلت: واىّ یوم ذلک قال: الایّام یختلف، ثم قال: یوم ثمانیه عشر من ذى الحجه قال، ثمّ قال: والعمل فیه یعدل ثمانین شهراً، وینبغى ان یکثر فیه ذکر اللّه ـ عزّوجلّ ـ والصلاه على النّبی ـ صلى اللّه علیه وآله ـ ویوسع الرجل فیه على عیاله.9
امام رضا(ع) نیز در ضمن بیان فضیلت روز غدیر مى فرماید:
ویوم الثار الصلاه على محمد وآل محمد:10
6 ـ غسل
از امام صادق(ع) در ضمن حدیثى که قسمتى از آن را درباره نماز نقل کردیم چنین آمده است:
یغتسل عند زوال الشمس من قبل أن تزول الشمس مقدار نصف ساعه یسئل اللّه ـ عزّوجلّ.11
7 ـ حمد و ستایش پروردگار و سپاس او
علامه مجلسى چنین آورده است:
وجدت بخطّ بعض الأفاضل نقلاً من خط الشهید محمد بن مکى ـ قدّس اللّه روحهما ـ قال: روى عن النّبى ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ أنّ من السنن أن یقول المؤمن فى یوم الغدیر مأه مرّه: الحمد اللّه الذى جعل کمال دینه وتمام نعمته بولایه امیرالمؤمنین على بن ابى طالب.12
در حدیث دیگرى آمده است:
هو یوم عباده وشکر للّه وحمد له:13
8 ـ زیارت امیرالمؤمنین(ع)
امام رضا(ع) به احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى فرمود:
یا ابن أبى نصر، این ما کنت فاحضر یوم الغدیر عند امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فان اللّه ـ تبارک و تعالى ـ یغفر لکل مؤمن ومؤمنه ومسلم ومسلمه ذنوب ستین سنه ویعتق من النار ضعف ما أعتق من شهر رمضان ولیله القدر ولیله الفطر….14
مرحوم محدث قمى مى فرماید:
سومین عمل در روز غدیر زیارت حضرت امیرالمؤمنین(ع)است که سزاوار است که انسان هر کجا باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن حضرت در این سه روز زیارت مخصوصى نقل شده که یکى از آنها زیارت معروف به امین اللّه است که از نزدیک و دور خوانده مى شود.15
9 ـ تعویذ
سید بن طاووس فصلى را به آن اختصاص داده و در آن تعویذ پیامبر اکرم(ص) را بیان کرده که عین عبارت او نقل مى شود:
فصل، فیما نذکره من عوذه تعوّذ بها النبى ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فى یوم الغدیر، فتعوذ بها أنت أیضاً قبل شروعک فى عمل الیوم المذکور لیکون حرزاً من المحذور وهى: بسم اللّه الرحمن الرحیم خیر الاسماء بسم اللّه ربّ الآخره والاولى وربّ الارض والسّماء الذى لایضرّ مع اسمه کید الاعداء وبها تدفع کل الاسواء… 16
10 ـ عبادت
امام رضا(ع) در ضمن حدیث مفصلى که در فضیلت و آداب آن روز دارد مى فرماید:
وهو الیوم الذى یزید اللّه فى مال من عبد فیه… ویوم العباده…:17
آداب اجتماعى و اخلاقى
1 ـ جشن و عید گرفتن
در احادیث زیادى، غدیر، روز عید و بلکه بهترین عید اسلامى دانسته شده است و شایسته است که مردم آن روز را عید بگیرند و جشن بر پا نمایند.
امام صادق(ع) فرمود:
وهو عید اللّه الاکبر ومابعث اللّه ـ عزّوجلّ ـ نبیّاً قطّ إلاّ وتعیّد فى هذا الیوم وعرف حرمته:18
و رسول خدا(ص) فرمود:
یوم غدیر خمّ افضل اَعیاد امّتى وهو الیوم الّذى اَمَرنى اللّه تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علماً لامّتى…19
2ـ تبریک و تهنیت
در روایات به سه نوع تبریک اشاره شده است:
الف ـ تبریک به امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر خم
علامه امینى مى گوید:
وقال المورّخ غیاث الدین المستوفى 942 فى «حبیب السیر»: ثمّ جلس امیرالمؤمنین بامر من النبى ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فى خیمه تخصّ به یزوره الناس ویهنئونه وفیهم عمربن الخطّاب فقال: بخٍّ بخٍّ یا ابن ابى طالب، اصبحت مولاى ومولى کل مؤمن ومؤمنه. ثم أمر النبى امّهات المؤمنین بالدخول على امیرالمؤمنین والتهنئه له.20
ب ـ تبریک به پیامبر اکرم(ص)
آن بزرگوار در این مورد چنین مى گوید:
روى الحافظ ابوسعید الخرکوشى النیسابورى المتوفى 407 فى تألیفه «شرف المصطفى» باسناده عن البراء بن عاذب بلفظ احمد بن حنبل، وباسناد آخر عن ابى سعید الخدرى ولفظه: ثمّ قال النّبى ـ صلى اللّه علیه وآله ـ: هنِّئونى هنِّئونى ان اللّه تعالى خصّنى بالنبوه وخصّ اهل بیتى بالامامه، فلقى عمربن الخطاب أمیرالمؤمنین فقال: طوبى لک یا ابا الحسن اصبحت مولاى ومولى کل مؤمن ومؤمنه.21
ج ـ تبریک به یکدیگر
امیرالمؤمنین(ع) در ضمن خطبه غدیر که قبلاً هم بآن اشاره شد فرمود:
وتهانّوا نعمه اللّه کما هنّاکم اللّه بالثواب فیه على اضعاف الاعیاد قبله وبعده الاّ فى مثله.22
امام هشتم(ع) فرمود:
وهو یوم التهنئه یهنئ بعضکم بعضاً فاذا لقى المؤمن اخاه یقول: الحمد للّه الذى جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه ـ علیهم السلام.23
3 ـ دید و بازدید
شیخ طوسى مى گوید:
و روى زیاد بن محمد قال: دخلت على أبى عبداللّه ـ علیه السلام ـ فقلت: للمسلمین عید غیر یوم الجمعه والفطر والاضحى؟ قال: نعم، ألیوم الذى نصب فیه رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ، فقلت: وأىّ یوم هو یا ابن رسول اللّه؟ فقال: وما تصنع بذلک الیوم والایّام تدور ولکنّه لثمانیه عشر من ذى الحجّه، ینبغى لکم أن تتقرّبوا الى اللّه تعالى بالبرّ والصوم والصلاه وصله الرحم وصله الاخوان، فان الانبیاء ـ علیهم السلام ـ کانوا اذا أقاموا اوصیائهم فعلوا ذلک وامروا به.24
امام على بن موسى الرضا(ع) در ضمن حدیث فضیلت غدیر فرمود:
ومن زار فیه مؤمناً أدخل اللّه قبره سبعین نوراً ووسّع فى قبره ویزور قبره کل یوم سبعون الف ملک ویبشرونه بالجنّه…25
4 ـ افطارى دادن
امیرمؤمنان(ع) در این باره فرمود:
ومن فطر مؤمناً فى لیلته فکانّما فطّر فئاماً وفئاماً یَعُدُّ بها بیده عشره، فنهض ناهض فقال یا امیرالمؤمنین وما الفئام؟ قال مأه الف نبىّ وصدّیق وشهید…26
شبیه این حدیث از امام صادق(ع) نیز در ذیل «نماز روز غدیر» گذشت. همچنین در ضمن احادیث آداب سیاسى نیز دیدیم که امام هشتم(ع) عدّه اى از خواص خود را که روز غدیر به حضورش رسیده بودند براى افطار در منزل خویش نگهداشت و به آنان افطارى داد و به منزل آنان نیز غذا و لباس و غیره فرستاد.
5 ـ صدقه دادن
یکى دیگر از آداب روز غدیر صدقه دادن به فقیراست. امام صادق(ع) در حدیثى که گذشت فرمود:
والدرهم فیه بالف الف درهم.27
امیرمؤمنان(ع) نیز در ضمن خطبه غدیر فرمود:
وسائوا بکُم ضعفائکم فى مأکلکم وما تناله القدره من استطاعتکم وعلى حب امکانکم فالدرهم فیه بمأه الف درهم والمزید من اللّه.28
6 ـ انجام کارهاى شایسته روز عید
در احادیث، آداب و اعمال متعدد دیگرى که جنبه اخلاقى و اجتماعى دارد و مناسب روزهاى عید و جشن است بیان شده که به آنها فقط اشاره مى شود و سپس نمونه اى از روایات بیان مى گردد. این آداب و اعمال عبارتند از: هدیه دادن، زینت کردن، شادى کردن، دیگران را شاد و خرّم نمودن، لباس نو و پاکیزه پوشیدن، میهمانى دادن، گذشت و آشتى کردن، کارگشایى براى دیگران، نیکى کردن به دیگران، لباس و غذا و غیره به منزل خویشان و نزدیکان فرستادن، توسعه دادن به زندگى خانواده و برادران، بشارت دادن، استراحت کردن، وام دادن، دوستى کردن، اجتناب از گناه، عقد برادرى بستن، مصافحه کردن، صله رحم، انجام عمل صالح و مهربانى و عطوفت به همدیگر.
شیخ طوسى مى گوید:
و روى داود بن کثیر الرقى عن ابى هارون عماربن حریز العبدى قال: دخلت على ابى عبداللّه ـ علیه السلام ـ فى یوم الثامن من ذى الحجّه فوجدته صائماً، فقال لى: هذا یوم عظیم، عظّم اللّه حرمته على المؤمنین واکمل لهم فیه الدین وتمّم علیهم النعمه وجدّد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق. فقیل له: ما ثواب صوم هذا الیوم قال: انه یوم عید و فرح وسرور و یوم صوم شکراً للّه تعالى، وان صومه یعدل ستین شهراً من اشهر الحرم….29
و نیز شیخ طوسى درخطبه امیرالمؤمنین آورده است که فرمود:
عُودوا رَحمکُم اللّه بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعه على عیالکم والبرّ باخوانِکم والشکر للّه ـ عزّوجلّ ـ على ما منحکم واجمعوا یجمع اللّه شملکم وتبّار واَیصِلِ اللّه اُلفتکم وتهادوا نِعَمَ اللّه کما منّأکم بالثّواب فیه على اضعاف الاعیاد قبله وبعده الا من مثله والبرّ فیه یُثمر المال ویزید فى العمر والتعاطف فیه یقتضى رحمه اللّه وعَطفه وهیّوا لاخوانکم وعیالکم من فضله بالجهد من جودکم وبما تنالُهُ القدره من استطاعتکم واظهروا البُشر فیما بینکم والسُرور فى ملاقاتکم والحمد للّه على ما منحکم وعودوا بالمزید من الخیر على اهل التأمل لکم سائوا بکم ضُعفاء کم فى مأکلکم وما تناله القدره من استطاعتکم وعلى حسب امکانکم فالدرهم فیه بمأه الف درهمٍ والمزید من اللّه ـ عزّوجلّ ـ و صوم هذا الیوم مما ندب اللّه تعالى الیه وجعل الجزاء العظیم کفاله عنه حتى لو تعبّد له عبد من العبید فى الشبیبه مِن ابتداء الدنیا الى انقضائها صائماً نهارُها قائما لیلُها اذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت الیه ایام الدنیا عن کفایهٍ و من اَسْعَفَ أخاهُ مبتدئاً وبرَّهُ راغباً فله کأجْرِ من صام هذا الیوم وقام لیلهُ ومن فطَّر مؤمناً فى لیلته فکانّما فطر فئاماً وفئاماً یعُدُّها بیده عشرهً فنهض ناهض فقال یا امیرالمؤمنین وما الفئام قال مأه الف نبىّ وصدّیق وشهید، فکیف بمن تکفّل عدداً من المؤمنین والمؤمنات وانا ضمینه على اللّه تعالى الامان من الکفر والفقر وان مات فى لیلته او یومه او بعده الى مثله من غیر ارتکاب کبیره فاجره على اللّه تعالى ومن استدال لاخوانه واعانهم فانا الضامن على اللّه ان بقّاه قضاه وان قبضه حمله عنه، واذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم وتهانوا النعمه فى هذا الیوم ولُیبلَّغ الحاضر الغائب والشاهد البائن ولیعد الغنّى على الفقیر والقوى على الضعیف امرنى رسول اللّه بذلک.30
سید بن طاووس در ضمن حدیث مفصلى در اهمیت و فضیلت غدیر از امام رضا(ع) چنین آورده است:
وهو یوم تنفیس الکرب ویوم تحطیط الوزر و یوم الحباء والعطیه ویوم نشر العلم و یوم البشاره والعید الاکبر و یوم یستجاب فیه الدعا ویوم الموقف العظیم ویوم لیس الثیاب ونزع السواد ویوم الشرط المشروط ویوم نفى الغموم ویوم الصفح عن مذنبى شیعه امیرالمؤمنین وهو یوم السبقه ویوم اکثار الصلاه على محمد وآل محمد ویوم الرضا ویوم عید اهل بیت محمد ویوم قبول الاعمال ویوم طلب الزیاده ویوم استراحه المؤمنین ویوم المتاجره ویوم التودّد ویوم الوصول الى رحمه اللّه ویوم التزکیه و یوم ترک الکبائر والذنوب ویوم العباده ویوم تفطیر الصائمین، الى ان قال، وهو یوم التبسّم فى وجهه الناس من اهل الایمان فمن تبسّم فى وجه اخیه یوم الغدیر نظر اللّه الیه یوم القیامه بالرحمه وقضى له ألف حاجه بنى له قصراً فى الجنه من درّه بیضاء ونظّر وجهه وهو یوم الزینه فمن تزیّن لیوم الغدیر غفر اللّه له کل خطیئه عملها صغیره او کبیره وبعث اللّه الیه ملائکته یکتبون له الحسنات ویرفعون له الدرجات الى قابل مثل ذلک الیوم.31
آداب سیاسى غدیر
1 ـ تبرّى جستن از ستمگر
در حدیثى که مرحوم کلینى و دیگران درباره روزه روز غدیر از امام صادق(ع) نقل کرده اند، چنین آمده است:
تصومه یا حسن و تکثر الصلاه على محمد وآله وتبرّء الى اللّه ممن ظلمهم.32
2 ـ دیدار با رهبرى و بیعت
مرحوم شیخ حرّ عاملى با سندهاى مختلف چنین نقل مى کند:
عن محمد بن اللیث المکى، عن أبى اسحاق بن عبداللّه العلوى العریض قال: وجد فى صدرى ما الایّام الّتى تصام، فقصدت مولانا أبا الحسن على بن محمد ـ علیه السلام ـ و هو بصریا ولم ابد ذلک لاحد من خلق اللّه، فدخلت علیه فلما بصر بى قال: یا ابا اسحاق جئت تسئلنى عن الایّام الّتى یصام فیهنّ وهى اربعه (الى ان قال) و یوم الغدیر فیه اقام النبى ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ أخاه علیّاً ـ علیه السلام ـ علماً للناس واماماً من بعده؛ قلت: صدقت جعلت فداک، لذلک قصدت اشهد انّک حجه اللّه على خلقه.33
در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) این طور آمده است:
هذا یوم عظیم عظّم اللّه حرمته على المؤمنین واکمل لهم فیه الدین و تمّم علیهم النعمه وجدّد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق.34
و نیز آمده است:
واسمه فى السماء یوم العهد والمعهود وفى الارض یوم المیثاق المأخوذ…35
با ملاحظه احادیث مربوط به غدیر روشن مى شود که برنامه دیدار با رهبرى و پیشواى مسلمین و بیعت با او از زمان ائمه(ع) بویژه از زمان امام على بن موسى الرضا(ع) مرسوم بوده و مردم از اطراف و اکناف براى دیدار با آنان و تجدید عهد به حضور آنان مى رسیدند.
شیخ طوسى در حدیثى که درباره این موضوع است چنین مى گوید:
اخبرنا جماعه، عن ابى محمد هارون بن موسى التلعکبرى، قال: حدثنا ابوالحسن على بن احمد الخراسانى الحاجب فى شهر رمضان سته سبع وثلاثین وثلثمأه، قال: حدثنا سعید بن هارون أبى عمرو المروزى وقد زاد على الثمانین سنه، قال: حدثنا الفیاض بن محمد بن عمر الطوسى بطوس سنه تسع وخمسین ومأتین وقد بلغ التسعین، انه شهد ابا الحسن على بن موسى الرضا ـ علیهما السلام ـ فى یوم الغدیر وبحضرته جماعه من خاصته قد احتبسهم للافطار وقد قدم الى منازلهم الطعام والبرّ والصّلات والکسوه حتى الخواتیم والنّعال وقد غیّر من احوالهم واحوال حاشیته، وجدّدت له آله غیر الآله التى جرى الرسم بابتذالها قبل یومه وهو یذکر فضل الیوم وقدمه….36
3 ـ اجتماع و اتحاد
در خطبه اى که از امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیرى که مصادف با روز جمعه بود چنین آمده است:
واجمَعوا یجمع اللّه شملکم….37
امام صادق(ع) نیز در بیان فضیلت غدیر مى فرماید:
واسمه فى السماء یوم العهد والمعهود وفى الارض یوم المیثاق المأخوذ والجمع المشهود38


---------------------------------------------------------
منابع:
1 . المراقبات، ص37
2 . اقبال الاعمال، ص761
3 . تهذیب الاحکام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6
4 . الکافى، ج4، ص567
5 . کتاب الخصال، ج1، ص264، ح145؛ مصباح المتهجد، ص736 (به طور مختصر).
6 . الکافى، ج4، ص148؛ مصباح المتهجد، ص763؛ وسائل الشیعه، ج7، ص323، ح2؛ بحارالانوار، ج98، ص322
7 . اقبال الاعمال، ص761 و 797؛ بحارالانوار، ج98، ص308 به بعد؛ مفاتیح الجنان، اعمال روز غدیر.
8 . الکافى، ج4، ص149، ح3
9 . وسائل الشیعه، ج7، ص325، ح6
10 . اقبال الاعمال، ص778
11 . تهذیب الاحکام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6
12 . بحارالانوار، ج98، ص321، ح5
13 . وسائل الشیعه، ج7، ص328، ح13
14 . اقبال الاعمال، ص748
15 . مفاتیح الجنان، ص788
16 . اقبال الاعمال، ص788
17 . همان، 778
18 . تهذیب الاحکام، ج3، ص143
19 . امالى صدوق، ص12، ح8
20 . الغدیر، ج1، ص271
21 . همان، ص274 (کتاب «شرف المصطفى» با نام «شرف النبى» ترجمه و منتشر شده است).
22 . اقبال الاعمال، ص776؛ مصباح المتهجد، ص757؛ بحارالانوار، ج97، ص117
23 . اقبال الاعمال، ص778
24 . مصباح المتهجد، ص736
25 . اقبال الاعمال، ص778
26 . مصباح المتهجد، ص758
27 . تهذیب الاحکام، ج3، ص144
28 . مصباح المتهجد، ص757
29 . همان.
30 . همان.
31 .اقبال الاعمال، ص778
32 . الکافى، ج4، ص148 (ر.ک: نقل پاورقى شماره 13)
33 . وسائل الشیعه، ج7، ص324، ح3
34 . مصباح المتهجد، ص737
35 . تهذیب الاحکام، ج3، ص143
36 . مصباح المتهجد، ص752
37 . همان، ص757
38 . تهذیب الأحکام، ج3، ص143

پنج شنبه 11 شهریور 89 , ساعت 11:37 عصر

آثار ذکر فضائل امیرالمؤمنین علی بن‌ابی‌طالب


امام صادق (ع) از رسول‌‌خدا(ص) نقل می‌کند که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَضَائِلَ لَا تُحْصَى کَثْرَةً


- فَمَنْ ذَکَرَ فَضِیلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ مُقِرّاً بِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ


- وَ مَنْ کَتَبَ فَضِیلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِکَةُ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ مَا بَقِیَ لِتِلْکَ الْکِتَابَةِ رَسْمٌ


- وَ مَنِ اسْتَمَعَ إِلَى فَضِیلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِی اکْتَسَبَهَا بِالسَّمْعِ


- وَ مَنْ نَظَرَ إِلَى کِتَابَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِی اکْتَسَبَهَا بِالنَّظَرِ


ثُمَّ قَالَ: ... لَا یَقْبَلُ اللَّهُ إِیمَانَ عَبْدٍ إِلَّا بِوَلَایَتِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِهِ»


خدای متعال فضیلت‏هاى بى‏شماری به برادرم علی بن ابى طالب علیه السّلام عطا کرده است،


1.هر کس فضیلتى از فضیلت‏هاى او را یاد کند و اقرار هم به آن فضیلت داشته باشد، خداوند گناهان گذشته و آینده‏ى او را بیامرزد.


2.هر کس فضیلتى از فضیلت‏هاى او را بنویسد، تا آنگاه که آن نوشته باقى باشد فرشتگان برایش طلب آمرزش کنند.


3.هر کس فضیلتى از فضیلت‏هاى او را گوش دهد، خداوند گناهانى را که بوسیله گوش انجام داده بیامرزد.


4.هر کس به فضیلتى مکتوب از فضائل او نگاه کند، گناهانى که بوسیله چشم انجام داده آمرزیده شود.


همچنین رسول‌‌خدا(ص) فرمود: «...خدا ایمان بنده‏اى را جز به وسیله ی ولایت و  دوستى على و بیزاری از دشمنان او نمى‏پذیرد


(دیلمی،ارشادالقلوب،2/209؛ صدوق، امالی،138؛ شعیری،جامع الاخبار،15؛ ابن‌طاووس، احمد،بناءالمقالةالفاطمیة،370؛ مجلسی، بحارالأنوار،23/229) 


دوشنبه 8 شهریور 89 , ساعت 12:51 صبح

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ? دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ? گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم . ( و اکنون گریه ام برای ایشان است . )
زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.
زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.
زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.
زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .
زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.
زنی را دیدم که ? که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.
زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .
زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.
زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.
و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.
حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ? موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.
زنی که از پستانش آویزان بود ? زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.
و زنی که از زبانش آویزان بود ? شوهرش را با زبان اذیت می کرد ...
و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ? خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.
و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ? به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ? و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.
و زنی که کر و کور و لال بود ? زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.
و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ? خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.
و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ? زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .
و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ? او زنی سخن چین و دروغگو بود.
و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ? زنی خواننده و حسود بود.
سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد. »?

?) داستانهای بحارالانوار ? ج? ?? - زبده القصص ? ص???



لیست کل یادداشت های این وبلاگ