اي منتهاي آرزو ! آيا مرا به آتش مي سوزاني ؟ پس اميدم چه مي شود ؟ پس آن گاه دوستي ام چه مي شود ؟ [امام سجّاد عليه السلام]
وجنات تجري من تحتها الانهار

















 



آيا «مهدي» عنوان جعل شده توسط شيعيان است؟ و يا در ديگر فرق از اين پديده اثري ديده مي‏شود؟ نظر اهل سنت در اين‏باره چيست؟
 





پاسخ

تأملي زودگذر در احاديث مربوط به امام مهدي(ع) در کتب مسلمانان کافي است تا به متواتر بودن آن‏ها از پيامبر اسلام(ص) يقين حاصل شود، به شکلي که کوچک‏ترين ترديدي باقي نماند؛ امّا از آنجا که گردآوري همه احاديث پُرشماري که درباره امام مهدي(ع) وارد شده، در حوصله اين بحث نمي‏گنجد، به ذکر پاره‏اي از مطالب که بر قطعيّت صدور اين احاديث از پيامبر اسلام(ص) دلالت دارند، بسنده مي‏کنيم:
الف) راويان احاديث المهدي؛
اين سخن گزافه‏گويي نيست که هيچ محدّثي از محدّثان مسلمان نيست، مگر آن که بعضي از احاديث نويد دهنده ظهور امام مهدي(ع) در آخرالزمان را روايت کرده است و در اين زمينه کتب زيادي نيز نگاشته شده است.[1] اکنون به برخي از مؤلفان و آثار آنان اشاره مي‏کنيم:
1. علما و محدّثان اهل سنت
کساني که احاديث مربوط به امام مهدي(ع) را در کتب خود آورده‏اند يا از پيشينيان خود ـ به جهت احتجاج بدان احاديث ـ نقل کرده‏اند، به مقداري که ما بدان دست يافتيم، عبارتند از:
ابن سعد صاحل الطبقات الکبري (م 230 ه‍(، ابن أبي شيبه (م 235 ه‍(، احمد بن حنبل (م 241 ه‍(، بخاري (م 256 ه‍( ـ که امام مهدي را با وصف و بدون اسم ذکر کرده است و مسلم (م 261 ه‍( نيز مانند او عمل کرده است که ما در فصل سوم بدان خواهيم پرداخت ـ ابوبکر إسکافي (م 260 ه‍(، ابن ماجه (م 273 ه‍(، ابوداود (م 275 ه‍(، ابن قتيبه دينوري (م 276 ه‍(، ترمذي (م 279 ه‍(، بزّار (م 292 ه‍(، ابويعلي موصلي (م 307 ه‍(، طبري (م 310 ه‍(، عقيلي (م 322 ه‍(، نعيم‏بن حماد (م 328 ه‍( و پيشواي حنبليان بربهاري (م 329 ه‍( در کتاب خود شرح السنة، ابن حبّان بستي (م 354 ه‍(، مقدسي (م 355 ه‍(، طبراني (م 360 ه‍(، ابوالحسن آبري (م 363 ه‍(، دارقطني (م 385 ه‍(، خطابي (م 388 ه‍(، حاکم نيشابوري (م 405 ه‍(، ابونعيم اصفهاني (م 43 ه‍(، ابوعمروداني (م 444ه‍(، بيهقي (م 458 ه‍(، خطيب بغدادي (م 463 ه‍(، ابن عبدالبر مالکي (م 463 ه‍(، ديلمي (م 509 ه‍(، بغوي (م 510 يا 516 ه‍(، قاضي عياض (م 544 ه‍(، خوارزمي حنفي (م 568 ه‍(، ابن عساکر (م 571 ه‍(، ابن جوزي (م 597 ه‍(، ابن أثير جزري (م 606 ه‍(، ابن عربي (م 638 ه‍(، محمدبن طلحه شافعي (م 652 ه‍(، علاّمه نوه ابن جوزي (م 654 ه‍(، ابن أبي الحديد معتزلي حنفي (م 655 ه‍(، منذري (م 656 ه‍(، کنجي شافعي (م 658 ه‍(، قرطبي مالکي (م 671 ه‍(، ابن خلکان (م 681 ه‍(، محب الدين طبري (م 694 ه‍(، علاّمه ابن منظور (م 711 ه‍(، در ماده هَدِيَ از لسان العرب، ابن تيميه (م 728 ه‍(، جويني شافعي (م 730 ه‍(، علاءالدين بن بلبان (م 739 ه‍(، ولي الدين تبريزي (م بعد از سنه 741 ه‍(، مزي (م 739 ه‍(، ذهبي (م 748 ه‍(، ابن وردي (م 749 ه‍(، زرندي حنفي (م 750 ه‍(، ابن قيم جوزيه (م 751 ه‍(، ابن کثير (م 774 ه‍(، سعدالدين تفتازاني (م 793 ه‍(، نورالدين هيثمي (م 807 ه‍(، ابن خلدون مغربي (م 808 ه‍(ـ کسي که چهار روايت از احاديث نقل شده درباره مهدي(ع) را صحيح و معتبر دانسته، علي‏رغم قضاوت و موضع‏گيري معروفش در اين باب که در فصل سوّم بدان بيشتر خواهيم پرداخت ـ شيخ محمد جزري دمشقي شافعي (م 833 ه‍(، ابوبکر بوصيري (م 840 ه‍(، ابن حجر عسقلاني (م 852 ه‍(، سخاوي (م 902 ه‍(، سيوطي (م 911 ه‍(، شعراني (م 973 ه‍(، ابن حجر هيتمي (م 974 ه‍(، متقي هندي (م 975 ه‍(... .
تا برسد به متأخران، مانند: شيخ مرعي حنبلي (م 1033 ه‍(، محمد رسول برزنجي (م 1103 ه‍(، زرقاني (م 1122 ه‍(، محمدبن قاسم فقيه مالکي (م 1182 ه‍(، أبي العلاء عراقي مغربي (م 1183 ه‍(، سفاريني حنبلي (م 1188 ه‍(، زبيدي حنفي (م 1205 ه‍( در کتاب خود تاج العروس ماده (هَدِيَ)، شيخ صبّان (م 1206 ه‍( محمد امين سويدي (م 1246 ه‍(، شوکاني (م 1250 ه‍(، مؤمن شبلنجي (م 1291 ه‍(، احمد زيني دحلان فقيه و محدث شافعي (م 1304 ه‍(، سيد محمد صديق قنوجي بخاري (م 1307 ه‍(، شهاب الدين حلواني شافعي (م 1308 ه‍(، ابوالبرکات آلوسي حنفي (م 1317 ه‍(، ابوالطيب محمد شمس الحق عظيم آبادي (م 1329 ه‍(، کتاني مالکي (م 1345 ه‍(، مبارکفوري (م 1353 ه‍(، شيخ منصور علي ناصف (م پس از 1371 ه‍(، شيخ محمد خضر حسين مصري (م 1377 ه‍(، ابي الفيض غماري شافعي (م 1380 ه‍(، فقيه منصف و مفتي «نجد» شيخ محمدبن عبدالعزيز مانع (م 1385 ه‍(، شيخ محمد فؤاد عبدالباقي (م 1388 ه‍(، ابوالأعلي مودودي و ناصرالدين ألباني و غير ايشان از معاصران و اگر بزرگان مفسران از اهل سنت راـ چنانکه به نام برخي از ايشان اشاره شد ـ به اين افراد بيافزاييم، مي‏توان حدس زد که ميزان توافق بر روايت احاديث المهدي(ع) و احتجاج بدان‏ها تا چه پايه بوده است.
2. علما و محدّثان شيعه
شايد بتوان گفت: برشمردن اسامي بزرگان و محدّثان و مفسّران شيعه که احاديثي درباره امام مهدي(ع) نقل کرده‏اند، خيلي بايسته نمي‏نمايد؛ زيرا ايمان مطلق به ظهور حضرت در نزد ايشان از اصول اعتقادي تشيع به شمار مي‏آيد. بر اين اساس، نامي از ايشان به ميان نمي‏آوريم.
ب) راويان احاديث المهدي از صحابه؛ صحابه‏اي که احاديث المهدي را از رسول خدا(ص) روايت کرده‏اند يا کساني که احاديث‏شان متوقف بر صحابه است ـ که در نتيجه رواياتشان حکم روايات مرفوعه نقل شده از رسول خدا را مي‏يابد. چون در غير اين صورت بايد به اجتهاد شخصي خود عمل کرده باشند و آن در مثل چنين قضيه‏اي غيرقابل تصور است ـ بسيارند و چنانچه روايت کردن چنين احاديثي از يک دهم ايشان اثبات شود، تواتر اين احاديث بدون شک ثابت خواهد شد ـ آن هم تنها طبق آن‏چه در منابع اهل سنت آمده است ـ و ايشان عبارتند از:
فاطمة الزهراء(ع) (م 11 ه‍(، معاذبن جبل (م 18 ه‍(، قتادةبن نعمان (م 23 ه‍(، عمربن خطاب (م 23 ه‍(، ابوذر غفاري (م 32 ه‍(، عباس‏بن عبدالمطلب (م 32 ه‍(، عبدالرحمن‏بن عوف (م 32 ه‍(، عثمان‏بن عفان (م 35 ه‍(، سلمان فارسي (م 36 ه‍(، طلحةبن عبدالله (م 36 ه‍(، حذيفةبن يمان (م 36 ه‍(، عماربن ياسر (شهادت: 37 ه‍(، امام علي(ع) (شهادت: 40 ه‍(، زيدبن ثابت (م 45 ه‍(، تميم داري (م 50 ه‍(، امام حسن‏بن علي(ع) (شهادت 50 ه‍(، عبدالرحمن‏بن سمرة (م 50 ه‍(، مجمع‏بن جارية (م 50 ه‍(، عمران‏‏بن حصين (م 52 ه‍(، ابوايوب انصاري (م 52 ه‍(، ثوبان غلام رسول الله(ص) (م 54 ه‍(، عايشه (م 58 ه‍(، ابوهريرة (م 59 ه‍(، امام حسين(ع) نوه شهيد رسول الله(ص) که در سال 61 ه‍ به شهادت رسيد، علقمةبن قيس‏بن عبدالله (م 62 ه‍(، ام سلمة (م 62 ه‍(، عبدالله‏بن عمر (م 65 ه‍(، عبدالله‏بن عمرو عاص (م 65 ه‍(، عبدالله‏بن عباس (م 68 ه‍(، زيدبن أرقم (م 68 ه‍(، عوف‏بن مالک (م 73 ه‍(، ابوسعيد خدري (م 74 ه‍(، جابربن سمرة (م 74 ه‍(، جابربن عبدالله انصاري (م 78 ه‍(، عبدالله‏بن جعفر طيّار (م 80 ه‍(، أبوأمامة باهلي (م 81 ه‍(، بشربن منذربن جارود (م 83 ه‍(ـ درباره او اختلاف وجود دارد و برخي گفته‏اند راوي جدّ وي جارودبن عمرو (م 20 ه‍(، است ـ عبدالله‏بن حارث‏بن جزء زيبدي (م 86 ه‍(، سهل‏بن سعد ساعدي (م 91 ه‍(، أنس ابن مالک (م 93 ه‍(، ابوالطفيل (م 100 ه‍ و برخي تاريخ ديگري ذکر کرده‏اند) و غير ايشان تاريخ وفات مشخصي برايشان نيافتيم، مانند امّ حبيبة، ابوجحّاف، ابوسلمي چوپان رسول الله(ص)، أبوليلي، أبووائل، حذيفةبن اُسيد، حرث‏بن ربيع، أبوقتادة انصاري، زر‏بن عبدالله، زرارةبن عبدالله، عبدالله‏بن أبي أوفي، علاءبن بشير مزني، علي هلالي، قرةبن أياس و عمروبن مرّة جهني.
ج) پاره‏اي از طرق احاديث المهدي در کتب اهل سنت؛ استاد دانشگاه الأزهر مصر سيدأحمدبن محمدبن صديق، ابوالفيض غماري حسني شافعي مغربي (م 1380 ه‍( چه نيکو حق مطلب را در کتاب وزين و تحقيقي خود إبراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون ادا کرده و چه شايسته حقيقتي عظيم را به خوبي تشريح کرده است. وي در اين کتاب، متواتر بودن احاديث المهدي را به گونه‏اي اثبات کرده است که پيش از او هيچ‏کس از عهده آن برنيامده بود. او اين کتاب را در جهت ابطال اشکالات و تضعيف‏هاي ابن‏خلدون ـ که دست‏آويزي براي برخي معاصران ابوالفيض مانند احمد امين و فريد وجدي و امثال آنها گشته بود ـ نگاشته است.
شايسته است که مروري کوتاه داشته باشيم بر طرقي که وي در کتاب خود آورده و به گونه‏اي آن را بسط داده که گوياي قدرت علمي وي در دنبال کردن سندهاي احاديث امام المهدي در کتب اهل سنت است؛ او از طبقه صحابه آغاز کرده، سپس به تابعين و تابعينِ تابعين رسيده و اين جستجو را به اشخاصي منتهي ساخته است که احاديث مزبور را از محدّثان آن، حکايت کرده‏اند.
ابوالفيض مي‏گويد:
روند عادي و طبيعي حکم مي‏کند که همدستي و همداستانيِ بر دروغ و جعل و فريب جماعتي که به 30 تن در همه طبقات مخبران يک حديث مي‏رسد، محال است؛ به ويژه اين که عدد پيش گفته نتيجه تحقيقاتي است که تاکنون به عمل آمده است. نگارنده اخبار وارد شده در مورد مهدي موعود را از طريق جماعتي که ذيلاً اسامي آن‏ها خواهد آمد، به دست آورده است:
ابوسعيد خدري، عبدالله‏بن مسعود، علي‏بن ابي‏طالب(ع)، امّ سلمة، ثوبان، عبدالله‏بن جزءبن حارث زبيدي، ابوهريرة، أنس‏بن مالک، جابربن عبدالله انصاري، قرةبن أياس مزني، ابوعباس، ام حبيبه، ابوأمامة، عبدالله‏بن عمروعاص، عمار ياسر، عباس‏بن عبدالمطلب، حسين‏بن علي(ع)، تميم داري، عبدالرحمن‏بن عوف، عبدالله‏بن عمربن خطاب، طلحة، علي هلالي، عمران‏بن حصين، عمروبن مرة جهني، معاذبن جبل و مرسله شهربن حوشب؛ که البته خبر وي مرفوعه است، نه موقوفه و مقطوعه؛ هر چند که روايات موقوفه و مقطوعه نيز در مثل چنين بابي از قبيل مرفوعه به حساب مي‏آيند و چنانچه آن‏ها را نيز به شمار مي‏آورديم، عدد بزرگي را تشکيل مي‏داد، ليکن همين مقدار از روايات مرفوعه کفايت مي‏کند.[2]
اين قسمت از عبارت سيدابوالفيض غماري را آورديم تا مشخص شود که آن تعداد از صحابه‏اي که وي بشمار نياروده بيش از تعداد کساني که ذکر نموده است. چه آنکه او 26 تن از صحابه را نام برده در حالي که 30 تن ديگر را از قلم انداخته است که عبارتند از: صدّيقه کبري فاطمه زهرا(ع)، ابوايوب انصاري، ابوجحّاف، ابوذر غفاري، ابوسلمي چوپان حضرت رسول(ص)، ابوبوائل، جابربن سمرة، جارودبن منذر عبدي، حذيفةبن اسيد، حذيفةبن يمان، حرث‏بن ربيع، امام حسن مجتبي سبط اکبر(ع)، زربن عبدالله، زرارةبن عبدالله، زيدبن أرقم، زيدبن ثابت، سعدبن مالک، سلمان فارسي، سهل‏بن سعد ساعدي، عبدالرحمن‏بن سمرة، عبدالله‏بن أبي أوفي، عبدالله‏بن جعفر طيّار، عثمان‏بن عفّان، علاءبن بشير، علقمةبن قيس‏بن عبدالله، عمربن خطاب، عوف‏بن مالک، مجمع‏بن جارية، حفصةبنت عمر و عايشة.[3] به هر حال، ابوالفيض غماري احاديث نقل شده توسط بيش از سي تن از صحابه را با دقت و حوصله و به تفصيل پي‏گيري و جمع‏آوري کرده و اسامي همه کساني که اين روايات را از ايشان نقل کرده‏اند و نيز تمامي محدثاني که آن‏ها را در کتب حديثي خود آورده‏اند، به صورت کاملاً دقيق مشخّص ساخته است.
در ادامه تنها بر مطالب عنوان شده درباره حديث ابوسعيد خدري ـ اولين صحابي که ابوالفيض نام برده است ـ بسنده مي‏کنيم. سپس مي‏توان بقيه احاديث صحابه را با آن مقايسه کرد. ابوالفيض مي‏گويد:
«حديث ابوسعيد خدري از طريق اين افراد به ما رسيده است: ابونظرة و ابوالصديق ناجي و حسن‏بن يزيد سعدي».
1. طريق نقل ابونظرة از ابوسعيد خدري؛ ابوداود و حَکَم حديث ابوسعيد خدري را از طريق روايت عمران قطان از ابونظرة آورده‏اند و مسلم در صحيح خود، اين حديث را از طريقِ سعيدبن زيد و داودبن أبي هند نقل کرده که هر دو از ابونظرة روايت کرده‏اند؛ ليکن در صحيح مسلم با وصف، از امام مهدي(ع) ياد شده است، نه با اسم. (همان‏گونه که در آينده بدان خواهيم پرداخت).
2. طريق نقل ابوالصديق ناجي از ابوسعيد خدري؛ عبدالرزاق و حاکم، روايت ابوسعيد را از طريق روايت معاويةبن قرة از ابوالصديق نقل کرده‏اند و احمد و ترمذي و ابن‏ماجه و حاکم اين حديث را از طريق زيد العمي از ابوالصديق روايت کرده‏اند و احمد و حاکم آن را از طريق عوف‏بن أبي جميلة اعرابي از ابوالصديق آورده‏اند و حاکم افزون بر آن، حديث مزبور را از طريق سليمان‏بن عبيد از ابوالصديق نيز نقل کرده است.
همچنين احمد و حاکم آن را از طريق مطربن طهمان، ابوهارون عبدي از ابوالصديق روايت کرده‏اند و نيز احمد حديث موردنظر را از طريق خبر مطربن طهمان و علاءبن بشير مزني و نيز روايت مطرف از ابوالصديق روايت کرده است.
3. طريق نقل حسن‏بن يزيد از ابوسعيد؛ طبراني آن را در الأوسط از طريق ابوواصل عبدبن حميد از ابوالصديق ناجي از ابوسعيد خدري آورده است.»[4]
بنابراين، چنانچه به تاريخ ابن‏خلدون مراجعه کنيد، خواهيد ديد که وي از بيشتر طرق اين حديث اطلاعي نداشته است. زيرا صرفاً طرق معدودي را درباره حديث ابوسعيد ذکر کرده است، تا چه رسد به احاديث ديگر صحابه که به طور کلّي از آن‏ها بي‏خبر مانده است.
گفتني است که قدر مشترک در همه اين طرق که به خصوص حديث ابوسعيد خدري ختم مي‏شود، «ظهور امام مهدي(ع) در آخرالزمان» است. در هر صورت، در اين نکته شکي نيست که با ملاحظه‏اي احاديث مربوط به امام مهدي(ع) با تمامي طرقي که از جميع صحابه نقل شده است، قطع به متواتر بودن بشارت حضرت ختمي مرتبت(ص) به ظهور حضرت حجّت(ع) حاصل مي‏گردد، بلکه اگر صرفاً وجود يک طريق از هر صحابي را در نظر بگيريم، باز هم براي اعتراف به تواتر کافي خواهد بود و در گذشته نيز گفتيم که عدد اين عدّه از صحابه به پنجاه نفر مي‏رسد.
د) صحّت احاديث المهدي؛ در اين قسمت نام برخي از بزرگان اهل سنت را که به صحّت اين احاديث تصريح کرده‏اند، بر طبق آثاري که از ايشان به دست آورده‏ايم، ذکر مي‏کنيم: (گفتني است که هدف ما ارائه نمونه‏اي قابل پي‏جويي از نام اين افراد است، نه جمع‏آوري تمام اسامي ايشان و ذکر جميع آنها).
1. امام ترمذي (م 279 ه‍(؛ او پيرامون سه روايت مهدويت مي‏نويسد: اينها احاديثي حسن و صحيح‏اند.[5] درباره چهارمين حديث اين باب مي‏گويد:
اين حديثي حسن است.[6]
2. حافظ ابوجعفر عقيلي (م 322ه‍(؛ وي ضمن نقل حديث ضعيفي مي‏گويد:
درباره مهدي احاديث معتبري، به طرز ديگر و به خلاف اين تعبير وارد شده است.[7]
3. حاکم نيشابوري (م 405 ه‍(؛ وي درباره چهار حديث در اين باب، مي‏گويد:
اين احاديث صحيح السند هستند، ليک آن‏ها را ذکر نکرده‏اند.[8]
و درباره سه حديث ديگر مي‏گويد:
اين احاديث براساس شروطي که امام بخاري و امام مسلم بيان کرده‏اند،* صحيح‏السند هستند، هرچند آن دو، اين سه حديث را ذکر نکرده‏اند.[9]
و از هشت حديث ديگر اين‏گونه ياد مي‏کند:
اين احاديث بنابر شروط شيخين، صحيح‏السند هستند، هرچند آن دو، اين‏ها را ذکر نکرده‏اند.[10]
4. امام بيهقي (م 458 ه‍(؛ او مي‏گويد:
أحاديثي که در باب قيام مهدي وارد شده، از جهت سند صحيح و بلااشکال است.[11]
5. امام بغوي (م 510 يا 516 ه‍(؛ وي حديثي درباره امام مهدي(ع) در بخش احاديث صحيحه آورده است[12] و پنج حديث درباره آن حضرت در فصل احاديث حَسَن در کتاب خود مصابيح السّنة نقل کرده است.[13]
6. ابن أثير (م 606 ه‍(؛ او در کتاب خود النهاية ذيل مادّه «هدي» چنين آورده است:
و حديث سنّت خلفاي راشدين مهديين از همين ريشه است، و المهدي يعني کسي که خداوند وي را به سوي حق هدايت فرموده است و نام افراد نيز بکار گرفته شده، تا جايي که مانند اسامي کثيرالاستعمال شده است و مهدي موعودي که حضرت رسول اکرم(ص) آمدن وي را در آخر الزمان بشارت داده، نيز به همين اسم ناميده شده است.[14]
چنين سخني تنها از فردي صادر مي‏شود که به صحّت، بلکه به تواتر احاديث المهدي معتقد باشد.
7. قرطبي مالکي (م 671 ه‍(؛ وي از کساني است که به متواتر بودن احاديث المهدي اعتقاد دارند و مهمّ اين است که وي درباره حديث ابن‏ماجه در خصوص امام مهدي(ع) چنين گفته است:
سند اين حديث صحيح است.[15]
در حالي که تصريح مي‏کند به اين که حديث «مهدي از خاندان من و از فرزندان فاطمه است» صحيح‏تر از حديث محمدبن خالد جندي[16] است که در آينده درباره اعتبار آن مناقشه خواهيم کرد.
8. ابن تيمية (م 728 ه‍(؛ او مي‏گويد:
احاديثي که وي ـ يعني علاّمه حلّي(ره)ـ براي اثبات قيام مهدي به آنها استناد مي‏کند، احاديث صحيحي هستند.[17]
9. حافظ ذهبي (م 748 ه‍(؛ وي در قبال احاديث حاکي از امام مهدي(ع) که حاکم در مستدرک صحيح شمرده است، سکوت کرده و در اين ميان به «صحّت» دو حديث نيز تصريح ورزيده است.[18] گفتني است که اشکال‏هاي ذهبي بر صحّت خصوص برخي از احاديث باب فضايل، و سکوتش در قبال بقيه احاديثي که حاکم صحيح شمرده، بيانگر موافقت او با اين قضاوت حاکم است.
10. گنجي شافعي (م 658 ه‍(؛ او درباره حديثي که ترمذي در سنن خود آورده و صحيح شمرده، مي‏گويد:
اين حديث، صحيح است.
درباره حديث ديگري نيز به همين شکل اظهار نظر کرده است[19] و درباره حديثِ «مهدي از من است و پيشاني او فراخ و بي‏موي است»، مي‏نويسد:
اين حديث ثابت بوده، صحيح و حسن است.[20]
و درباره حديثِ «مهدي حق و از فرزندان فاطمه است» نيز به همان صورت قضاوت مي‏کند که:
اين، حديثِ حسن و صحيحي است.[21]
11. حافظ إبن قيّم (م 751 ه‍(؛ وي پس از ذکر پاره‏اي از احاديث مربوط به امام مهدي(ع)، به «حُسن» برخي احاديث و «صحّت» برخي ديگر اعتراف مي‏کند[22] و همچنان که خواهد آمد، وي از معتقدان به تواتر اين احاديث است.
12. ابن کثير (م 774 ه‍(؛ او در خصوص سند حديثي درباره امام مهدي(ع) مي‏گويد:
اين، إسنادِ قوي و صحيحي است.[23]
سپس حديثي از ابن‏ماجه نقل کرده، مي‏افزايد:
اين حديث حسن است و به صورت‏هاي متفاوتي از حضرت رسول(ص) روايت شده است.[24]
13. تفتازاني (م 793 ه‍(؛ وي درباره قيام امام مهدي(ع) در آخرالزمان مي‏گويد:
در اين باب اخبار صحيحي وارد شده است.[25]
14. نورالدين هيثمي (م 807 ه‍(؛ وي دسته‏اي از احاديث حاکي از امام مهدي(ع) را نقل کرده و به صحّت و وثاقت راويان آن‏ها اعتراف کرده است. براي نمونه درباره يکي از اين روايات، چنين مي‏گويد:
اين روايت را ترمذي و غير او همراه با اختصار زياد آورده‏اند و احمد با سندهاي متعدّد آن را نقل کرده و ابويعلي به اختصار فراوان از آن ياد کرده است و رجال آن دو ثقه هستند.[26]
درباره دوّمين حديث مي‏گويد:
طبراني آن را در کتاب الأوسط نقل کرده است و رجال اين حديث قابل اعتماد و حديث‏شان صحيح است.[27]
و سوّمين حديث را چنين مي‏ستايد:
رجال آن همگي ثقه‏اند.[28]
در مورد چهارمين حديث نيز مي‏گويد:
بزار آن را روايت کرده است و رجالش قابل اعتماداند.[29]
و از پنجمين روايت چنين ياد مي‏کند:
طبراني آن را در الأوسط نقل کرده و رجال آن جملگي ثقه‏اند.[30]
15. سيوطي (م 911 ه‍(؛ وي براي برخي از احاديث مربوط به امام مهدي(ع) علامت «صح»[31]ـ يعني صحيح است ـ قرار داده و براي برخي ديگر علامت «ح»[32]ـ يعني حسن است ـ در نظر گرفته است.
16. شوکاني (م 1250 ه‍(؛ قنوجي در الإذاعة از وي قول به صحّت احاديث المهدي و متواتر بودن آنها را نقل کرده است. پيش از اين نيز گذشت که وي رساله‏اي در متواتر بودن اين احاديث نگاشته است.
17. ناصرالدين الباني؛ وي در رساله‏اي که به نام حول‏المهدي نوشته، اين‏گونه اظهارنظر مي‏کند:
بايد دانست که در زمينه قيام مهدي احاديث صحيحي وارد شده است که بخش چشمگيري از آن‏ها داراي سندهاي صحيح و معتبرند.
افزون بر اين که الباني از کساني است که به تواتر اخبار اين باب تصريح ورزيده‏اند.[33]
به اين مقدار از اعترافات علما بسنده مي‏کنيم؛ امّا گفتني است که نگارنده در برخي آثار خود، شماره اين‏گونه اعترافات انديشمندان را به بيش از 60 مورد رسانده است.[34]
ه‍( تصريح دانشمندان به تواتر احاديث المهدي؛ علماي علم درايه و عده‏اي از کساني که در امر تدريس يا تحقيق علوم حديث از تخصص برخوردارند، به متواتر بودن احاديث المهدي وارد شده در کتب اهل سنت ـ مانند صحاح و مسانيد ـ تصريح کرده‏اند، امّا از آنجا که عده اين افراد زياد است، ما در ادامه به ذکر نام معدودي از ايشان اکفتا مي‏کنيم:
1. بربهاري حنبلي (م 329 ه‍(؛ شيخ محمود تويجري به نقل از کتاب شرح السنة بربهاري مي‏نويسد:
«ايمان به نزول عيسي‏بن مريم(ع)»، او از آسمان فرود مي‏آيد... و پشت سر قيام‏کننده‏اي از اهل بيت رسول اکرم(ص) نماز مي‏گذارد.[35]
روشن است که «ايمان» به معناي «اعتقاد» است که به وسيله خبر واحد ثابت نمي‏شود. [پس لازمه آن وجود اخبار متواتر در اين باب است]
2. محمدبن حسين آبري شافعي (م 363 ه‍(؛ وي در کتاب خود مناقب الشافعي چنين مي‏گويد:
اخبار بشارت رسول خدا(ص) به آمدن مهدي و اين که او از اهل البيت بوده و داراي 70 سال خواهد بود و سرانجام پهنه زمين را از عدل و داد آکنده خواهد ساخت و به همراه وي، عيسي(ع) نيز ظهور خواهد کرد و در قتل دجّال به وي ياري خواهد رساند، به جهت کثرت مخبران و راويان به حدّ تواتر رسيده است.
اين سخن را قرطبي مالکي در ص 701 التذکرة و المزي در تهذيب الکمال ج 25 ص 146 ش 5181 در ضمن شرح حال محمّدبن خالد جندي و ابن‏قيّم در المنار المنيف ص 142 ش 327 و غير ايشان از آبري نقل کرده‏اند.
3. قرطبي مالکي (م 761 ه‍(؛ وي سخن پيش گفته آبري را نقل کرده و با صحيح شمردن احاديث مذکور در کتاب او، مهر تأييد بر سخنان وي نهاده است. قرطبي در اين قضاوت خود، به اين سخن امام حافظ حاکم نيشابوري استناد کرده است:
احاديث صحيح و صريحي از رسول خدا وارد شده است که بر قيام مردي از خاندان نبي اکرم(ص) از فرزندان فاطمه به نام مهدي دلالت دارند.[36]
همچنين قرطبي در تفسير آيه 33 سوره توبه آورده است:
اخبار صحيح وارد در اين باب که مهدي از خاندان رسول خداست، به حد تواتر رسيده است.[37]
4. حافظ جمال‏الدن المزّي (م 742 ه‍(؛ او به سخن پيش گفته آبري در متواتر بودن احاديث المهدي(ع) استدلال کرده است و هيچ اشکالي بر آن وارد نساخته، بلکه آن را مسلّم انگاشته است.[38]
5. ابن قيّم (م 751 ه‍(؛ او نيز سخن آبري را بدين شکل تأييد کرده که احاديث مربوط به امام مهدي(ع) را به چهار دسته تقسيم کرده است: احاديث صحيح، احاديث حسن، احاديث غريب و احاديث موضوع،[39] و بيان کرده که مجموع دو دسته اوّل به جهت کثرت و انتشار، متواترند.
6. ابن حجر عسقلاني (م 852 ه‍(؛ وي ضمن نقل قول به تواتر از ديگران[40] اين‏گونه را تأييد مي‏کند:
نمازگزاردن عيسي(ع) در پشت سر مردي از اين امّت در آخر الزمان و نزديک به قيامت بر اين قول حق صحّه مي‏گذارد که زمين هيچگاه از حجّت خدا خالي نخواهد شد.[41]
7. شمس الدين سخاوي (م 902 ه‍(؛ عده‏اي از علما، سخاوي را از تصريح‏کنندگان به تواتر احاديث المهدي به شمار آورده‏اند، مانند علاّمه شيخ محمد عربي فاسي در کتاب خود المقاصد و ابوزيد عبدالرحمن‏بن عبدالقادر فاسي در مُبهِج القاصد؛ همان‏گونه که ابوالفيض غماري از آن دو نقل کرده است[42] و همچنين ابوعبدالله محمدبن جعفر کتاني (م 1345 ه‍( در النظم امتناثر من الحديث المتواتر ص 226، سخاوي را معتقد به تواتر دانسته است.
8. سيوطي (م 911 ه‍(؛ بنابر نقل غماري، سيوطي در کتاب مفصّل خود الفوائد المتکاثرة في الأحاديث المتواترة و نيز در کتاب مختصر خود الأزهار المتناثرة و همچنين در ساير کتاب‏هايش به متواتر بودن احاديث المهدي تصريح کرده است.[43]
9. ابن حجر هيتمي (م 974 ه‍(؛ وي بارها از اعتقاد مسلمانان به ظهور امام مهدي(عج) دفاع کرده و به تواتر آن تصريح کرده است.[44]
10. متقي هندي (م 975 ه‍(؛ وي که مؤلّف کتاب معروف کنزالعمّال است، به دفاعي برهاني و استدلالي از عقيده مهدويّت همّت گماشته است.
شايد بتوان گفت: مهمترين مطلبي که در اين کتاب آمده است، فتاواي چهارگانه صادره در حق فرد منکرِ اعتقاد به ظهور امام مهدي(ع) است که از چهار تن از علماي مذاهب اربعه از اهل مکّه نقل شده؛ يعني فتواي ابن حجر هيتمي شافعي، فتواي شيخ يحيي‏بن محمد حنبلي. مبني بر اين که فردِ منکرِ اعتقاد به ظهور، بايد مجازات شود و تصريح کرده‏اند که واجب است چنين شخصي را بزنند و او را تحقير کنند تا ادب شود و به حق روي آورد و در غير اين صورت، واجب القتل و مهدور الدم است.[45] هر کس به فتاواي ايشان مراجعه کند، براي او يقين حاصل مي‏شود که آن‏ها بر متواتر بودن احاديث المهدي اتفاق‏نظر دارند.
11. محمد رسول برزنجي (م 1103 ه‍(؛ وي اين‏گونه به متواتر بودن احاديث المهدي تصريح مي‏کند:
احاديثي که بر وجود مهدي(ع) و قيام او در آخرالزمان و از خاندان رسول اکرم(ص) و فرزند فاطمه بودن وي دلالت دارند، به حدّ تواتر رسيده‏اند و جايي براي انکار آنها وجود ندارد.[46]
12. شيخ محمدبن قسام‏بن محمد جسوس (م 1182 ه‍(؛ کتاني در تصريح وي به تواتر اين احاديث را نقل کرده است.[47]
13. ابوالعلاء عراقي فاسي (م 1183 ه‍(؛ او داراي تأليفي درباره موضوع مهدويت است و کتاني تصريح وي به تواتر احاديث اين باب را نقل کرده است.[48]
14. شيخ سفاريني حنبلي (م 1188 ه‍(؛ قنوجي مي‏نويسد:
سفاريني در کتاب خود به نام اللوائح قول به تواتر احاديث المهدي را اختيار کرده است.[49]
15. شيخ محمدبن علي صبّان (م 1206 ه‍(؛ وي قول به تواتر را از صواعق ابن حجر نقل و بر آن استدلال کرده و اشکالي بر آن وارد نساخته است که اين، نشانگر رضايت وي بدين قول است.[50]
16. شوکاني (م 1250 ه‍(؛ به نظر مي‏رسد براي اثبات موافقت وي با تواتر اين احاديث، مروري بر کتاب معروفش التوضيح في تواتر ماجاء في المنتظر و الدجال و المسيح ما را از هر چيز ديگر مستغني سازد.
17. مؤمن‏بن حسن‏بن مؤمن شبلنجي (م 1291 ه‍(؛ وي ضمن تصريح به تواتر احاديث مزبور، تأکيد فراواني دارد که امام مهدي(ع)، از خاندان رسول و اهل البيت است.[51]
18. احمد زيني دحلان، مفتي شافعيه (م 1304 ه‍(؛ او احاديث المهدي را به کثرت ستوده و مي‏گويد:
کثرت و تعدّد روات اين احاديث، به تقويت و تأييد برخي از اين روايات توسط برخي ديگر از آن‏ها مي‏انجامد، تا جايي که براي انسان يقين حاصل مي‏شود.[52]
19. سيد محمد صديق حسن قنوجي بخاري (م 1307 ه‍(؛ وي درباره احاديث موردنظر چنين مي‏گويد:
احاديثي که درباره امام مهدي(ع) به ما رسيده، علي‏رغم اختلاف روايات، به قدري زياد است که به حدّ تواتر مي‏رسد.[53]
20. ابوعبدالله محمدبن جعفر کتاني مالکي (م 1345 ه‍(؛ وي ضمن نقل قول به تواتر از برخي، چنين مي‏گويد:
اخبار وارد در باب مهدي منتظر متواتراند.[54]
غير از اين 20 تن، افراد ديگري هستند که اين مجال اندک گنجايش ذکر نام و کلامشان را ندارد. نگارنده در جاي ديگري اسامي آنان را از قرن سوم هجري تا عصر حاضر ثبت کرده است.[55]
در پايان، ذکر سخن مهمّي از استاد بديع الزمان سعيد نورسي که از علماي به نام اهل سنت در ابتداي قرن چهاردهم هجري است، شايسته مي‏نمايد. وي مي‏گويد:
در هيچ جاي دنيا، افرادي قابل اعتماد، نجيب و شريف نمي‏توان يافت که به پايه شرافت و فضيلت اهل البيت برسند و در هيچ نقطه‏اي از عالم، عدّه‏اي هم‏رأي و همدل و همراه نمي‏توان سراغ گرفت که چونان خاندان آل عبا، يکرنگ و يکدل و يکصدا باشند و در هيچ يک از اقطار عالم، محفلي و جمعي به نورانيت و درخشندگي حريم مطهّر اهل بيت رسول خدا نمي‏توان يافت.
آري! أهل البيت از روح حقيقت قرآني تغذيه شده‏اند و از سرچشمه زلال وحي شير نوشيده‏اند و از پرتو ايمان و قداست شريعت اسلامي، منوّر گشته‏اند، تا آنگاه که به قلّه کمالات آسماني عروج کرده‏اند و شجره طيّبه آنان به بار نشسته و صدها مجاهد نستوه و هزاران رهبر روحاني و معنوي براي هدايت و راهبري امّت به جهان بشريت تقديم داشته‏اند. پس قطعاً با قيام پيشواي بزرگ خود، مهدي کبير، عدالت را به جامعه اسلامي، هديه خواهند کرد. آنگاه حقّانيت وي با احياي شريعت محمدي(ص) و حقيقت قرآني و سنت نبوي و تطبيق آن‏ها بر مسايل جاري و اجرا کردن آن‏ها، به اثبات خواهد رسيد و چنين چيزي نه تنها ضروري است، بلکه بسيار معقول است و مقتضاي قوانين حيات اجتماعيِ جوامع انساني نيز غير از اين نمي‏تواند باشد.[56]
در انتظار ققنوس، ثامر العميدي، ترجمه: مهدي عليزاده، صص: 65ـ80




پي‌نوشت‌ها:









1 . شمار اين کتاب‏ها را استاد علي محمد علي دخيل در کتاب خود الإمام المهدي، صص 259ـ265 حدود 30 کتاب از اهل سنت معرفي مي‏کند، در حالي که استاد ذبيح‏الله محلاّتي تا 40 کتاب شمرده است و اسامي و مؤلفان آن‏ها را در کتاب مهدي أهل البيت صص 18ـ21 ذکر کرده و در همان کتاب تعدادي از کتب نويسندگان شيعه را که درباره امام مهدي(ع) نوشته شده است، ارائه مي‏کند که مشتمل بر 110 کتاب است؛ کتب فراواني نيز وجود دارد که در هيچ يک از اين دو کتاب بدان‏ها اشاره نشده است.
2 . ابراز الوهم المکنون/ ص 437. ابوالفيض برادري دارد که از علماي صاحب فضل مغرب عربي شمرده مي‏شود. کنيه وي ابوالفضل بوده و وي را ابوالفضل الغماري نامند. او صاحب کتاب الإمام المهدي است که در آن، اسامي 3 تن از صحابه و 5 تن از تابعين را به اسامي محدثاني که برادرش نام برده، افزوده است. آنگاه عين عبارات همه افراد را ذکر کرده است تا جايي که نصف حجم کتاب را بدان اختصاص داده است.
3 . در معجم احاديث الامام المهدي (مشتمل بر پنج جلد) آمار دقيقي از همه روايات صحابه در باب احاديث المهدي(ع) به همراه ذکر منابع آن در کتب اهل سنت و شيعه به چشم مي‏خورد.
4 . إبراز الوهم المکنون/ ص 438.
5 . سنن ترمذي/ ج 4/ ص 505/ ح 2230 و 2231 و ج 4/ ص 504/ ح 2233.
6 . پيشين/ ج 4/ ص 506/ ح 2232.
7 . الضعفاء الکبير/ عقيلي/ ج 3/ ص 253/ شماره 1257 در شرح حال علي‏بن نفيل الحراتي.
8 . مستدرک الحاکم/ ج 4/ احاديث 429 و 465 و 553 و 558.
* . امام بخاري براي حديث صحيح دو شرط قرار داده است:
1ـ معاصر بودن راوي لاحق با مروي عنه سابق.
2ـ تلقّي حديث به صورت سماع، نه روش ديگر؛ امّا امام مسلم تنها شرط اوّل را کافي دانسته است. ر.ک: علوم الحديث و مصطلحه/ دکتر صبحي الصالح/ صص 299ـ301 (مترجم).
9 . پيشين/ ج 4/ احاديث 450 و 557 و 558 .
10 . پيشين/ ج 4/ احاديث 429 و 442 و 457 و 464 و 502 و 554 و 557 .
11 . الاعتقاد و الهداية/ بيهقي/ ص 127.
12 . مصابيح السنة/ بغوي/ ص 448/ ح 4199.
13 . پيشين/ صص 492 و 493 / ح 4210ـ4213 و 4215.
14 . النهاية/ ابن اثير/ ج 5/ ص 254.
15 . التذکرة/ قرطبي/ ص 704 باب ما جاء في المهدي.
16 . پيشين/ ص 701.
17 . منهاج السنة/ ابن تيمية/ ج 4/ ص 211.
18 . تلخيص المستدرک/ ذهبي/ ج 4/ صص 553 و 558.
19 . البيان في أخبار صاحب الزمان/ گنجي شافعي/ ص 481؛ براي يافتن دو حديث «ترمذي» ر.ک: سنن ترمذي/ ج 4/ ص 505.
20 . پيشين/ ص 500.
21 . پيشين/ ص 486.
22 . المنار المنيف/ ابن قيّم/ صص 130ـ135/ احاديث/ 326 و 327 و 329 و 331.
23 . النهاية في الفتن و الملاحم/ ابن کثير/ ج 1/ ص 55.
24 . پيشين/ ص 56.
25 . شرح المقاصد/ تفتازاني/ ج 5/ ص 312.
26 . مجمع الزوائد/ هيثمي/ ج 7/ صص 313ـ314.
27 . پيشين/ ج 7/ ص 115.
28 . پيشين/ ص 116.
29 . پيشين/ ص 117.
30 . پيشين
31 . الجمامع الصغير/ سيوطي/ ج 2/ ص 672/ احاديث 9241، 9244 و 9245.
32 . پيشين/ ح 9243/ و ص 438/ ح 7489.
33 . حول المهدي/ الباني/ ص 644؛ مقاله‏اي که در نشريه التّمدن الإسلامي چاپ دمشق در تاريخ 22 ذي القعده سال 1371 هجري قمري به چاپ رسيده است.
34 . دفاعٌ عن الکافي/ سيدثامر العميدي/ ج 1/ صص 343ـ405.
35 . الإحتجاج بالأثر علي من أنکر المهدي المنتظر/ ص 28.
36 . التذکرة/ ج 1/ ص 701.
37 . تفسير القرطبي/ ج 8/ صص 121ـ122.
38 . تهذيب الکمال/ ج 25/ ص 146/ ش 5181.
39 . المنار المنيف/ ابن قيم/ ص 135.
40 . تهذيب التهذيب/ عسقلاني/ ج 9/ ص 125/ ش 201.
41 . فتح الباري بشرح البخاري/ عسقلاني/ ج 6/ ص 385.
42 . المهدي المنتظر/ غماري/ ص 9.
43 . إبراز الوهم المکنون/ غماري/ ص 436.
44 . الصواعق المحرقه/ فصل 1/ باب 11/ صص 162ـ167.
45 . البرهان علي علامات مهدي آخر الزمان/ صص 178ـ183.
46 . الإشاعة لأشراط الساعة/ برزنجي/ ص 87.
47 . النظم المتناثر من الحديث المتواتر/ کتاني/ ص 226/ ح 289.
48 . پيشين/ ص 226.
49 . الإذاعة/ قنوجي/ ص 146.
50 . إسعاف الراغبين/ صبان/ صص 145 و 147 و 152.
51 . نور الابصار/ شبلنجي/ صص 187 و 189.
52 .الفتوحات الاسلامية/ احمد زيني دحلان/ ج 2/ ص 211.
53 . الإذاعة/ ص 112.
54 . النظم المتناثر/ کتاني/ صص 225ـ228/ ح 289.
55 . دفاع عن الکافي/ ج 1/ صص 343ـ405.
56 . أشراط الساعة (از کليات رسائل النور ـ شعاع پنجم)/ النورسي/ ترجمه احسان قاسم صالحي/ صص 37ـ38.



email to : webmaster@qomicis.com


مهدي عبادي نيا ::: شنبه 6/11/1386::: ساعت 1:0 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 3
بازديد ديروز: 3
کل بازديد :2093

>> درباره خودم <<
وجنات تجري من تحتها الانهار
مهدي عبادي نيا[16]
زچه اصلم به چه فصلم به چه بازار خرندم

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<

















>>موسيقي وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<