[ و فرمود : ] بسا کسى که با نعمتى که بدو دهند . به دام افتد ، و با پرده‏اى که بر گناه او پوشند فریفته گردد ، و با سخن نیک که در باره‏اش گویند آزموده شود ، و خدا هیچ کس را به چیزى نیازمود چون مهلتى که بدو عطا فرمود . [نهج البلاغه]
وجنات تجری من تحتها الانهار








مردان افسانه ای


· 



این روزها قبل از هر چیز در این اندیشه فرو می روم که مگر بهشتی چه کرده بود که حضرت امام (ره ) دربخش هائی از پیام تاریخی خود پس از شهادت این مرد بزرگ فرمودند : بهشتی یک ملت بود آیا توانمندی یک ملت در زمینه های مختلف داخلی وخارجی چیست که یک فرد را بتوان با یک ملت مقایسه کرد این سئوال قطعا پاسخی همه جانبه ودر خور شرایط آنروز جامعه را می طلبد که خود مقاله ای جداگانه می شود.
چه اتفاقاتی افتاده بود که امام امت فرمودند : « بهشتی مظلوم زیست مظلوم مرد وخار چشم دشمنان اسلام بود » .
شاید بتوان این قسمت را برای آنانی که با اوضاع واحوال سال 60 آشنا نیستند قدری موشکافی کرد آنجا که تازه بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود ودر صدد بود که انقلاب را به سمت وسوی لیبرالیسم غربی بکشاند وبا احیای تفکرات غربی دوباره روزنه هائی برای نفوذ ایادی غرب در کشور بازکند واین عمل را با تشکیل دفاتر هماهنگی رئیس جمهور آغاز نمود تا با در دست گرفتن قوه مقننه عملا دو قوه مجریه و قانونگذاری را در دست بگیرد وکودتای خزنده و آرام خود را آغاز نماید در این میان حتی برخی از روحانیون فریب شعارهای او را خورده بودند و او را یک متفکر تحصیلکرده اقتصادی و یک روشنفکر می دانستند اما در این میان کسانی هم بودند که بهشتی یکی از این بزرگمردان بود اینان سریعا با تشکیل حزب جمهوری اسلامی در صدد بر آمدند تا با تثبیت نظام و تربیت نیروهای کار آمد مکتبی به مقابله با این خط فکری وجریان خزنده برآیند.
خلاصه کنیم در نبرد بین این دوتفکر که یکی غرب گرا ودیگری اسلام ناب محمدی (ص )خواه بود مرزهای تقوا وتعهداز جانب بنی صدر به عنوان رهبر یک جریان سیاسی وفکری شکسته شد وسبب ایجاد دوگانگی در مدیریت کشور گردید تا جائی که در سخت ترین شرایط جنگ و اوضاع به هم ریخته آنروز که شعار انحلال ارتش توسط منافقین هنوز زمزمه می شد وسپاه تنها در بعد نیروی شهادت طلب فقط در روی زمین کار می کرد این گونه فتنه گری ها چون خنجری بود که از پشت به پهلوی انقلاب اسلامی فرو می رفت تنها امید مردم به امام بزرگوار بود و تکیه گاهشان به دولت مکتبی وساده زیست رجائی که در تاریخ انقلاب ما چون اسطوره باقی ماندند.
تفکر حاکم بر هواداران بنی صدر چنین القا می کردند که بهشتی آمریکائی است ولذا شعار می دادند که " بهشتی بهشتی به هایزر چه گفتی « اما بهشتی مردی نبود که با این تهمت های ناجوانمردانه از میدان فداکاری برای اسلام بدر برود. از آنجائی که برای منافقین به عنوان اصلی ترین و پر طرفدارترین حامیان بنی صدر نابودی جریان مکتبی حاکم بر دولت رجائی و مجلس وحتی قوه قضائیه در راس دستورات تشکیلاتی قرار گرفته بود حتی رحلت عالم ربانی آیت الله طالقانی را نیز به این جریان نسبت می دادند و فریاد می زدند که « بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی ! »
اما صبر وسکوت و متانت بهشتی از او چهره ای مظلوم و خدمتگزار ساخته بود که علیرغم شنیدن همه تهمت ها و فحاشی های جناح غرب گرا هرگز لب به شکایت نگشود وحتی در جبهه ها هم این دعوت به وحدت وسکوت در اشعار مردانی که نوحه خوانان حماسی جنگ بودند تجلی یافته بود که .... « کس نگوید این خبر از تفرقه نزد امام »
اما بالاخره در یک رویاروئی و همزمان با رکود در جبهه ها وسهل انگاری های بنی صدر واوج گرفتن حمایت های منافقین وچریک های فدائی خلق ودیگر گروههای ضد انقلاب دو مساله همزمان در دستور کار دو جریان قرار گرفت :
جریان مکتبی به رهبری شهید بهشتی تصمیم گرفتند این جریان مرموز که به دنبال کودتای خزنده ومنحرف ساختن انقلاب اسلامی از مسیر اصلی و انداختن آن به دامن غرب وبه خصوص آمریکای جهانخوار بود را در صحنه سیاست وتصمیم گیری ومدیریت کلان کشور رسوا کنند که این مهم با استیضاح بنی صدر در مجلس شورای اسلامی و دادن رای عدم کفایت سیاسی به او عملا اتفاق افتاد وخط نفاق والتقاط در حاکمیت رو به شکست سقوط کرد.
در مقابل جناح خود فروخته و تمامیت طلب که به ناحق بهشتی ویاران او را متهم به ارتجاع و انحصار گرائی می کرد به یک تصمیم دیوانه وار دست زدند و آن تغییر جهت از ترور شخصیتی افراد مکتبی مانند بهشتی ورجائی و... به ترور فیزیکی بزرگان عرصه مکتب و دین داری واستقلال طلبی بود و لذا روزی نبود که شاهد ترور همه کسانی که به اسلام ومکتب غنی آن وآزادیخواهی وعدالت می اندیشیدند نباشیم برای منافقین هم فرقی نمی کرد که رئیس دیوان عدالی کشور ترور شود یا یک دستفروش کنار خیابان غ علاقه مند به راه وروش امام .
تا این که یک روز بعد از ترور نا موفق رهبر انقلاب اسلامی در شبی که بخش عمده ای از نیروهای اصیل انقلاب در حزب جمهوری اسلامی جمع شده بودند تا در موردراهکارهای مهار تورم سخن بگویند پس از این که شهید بهشتی پشت تریبون رفت واعلام کرد که « دیگر اجازه نخواهیم داد ایادی شیطان برای ما مهره سازی کنند و... » صدای انفجار مهیبی به هوا خاست ومقر اصلی حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران منفجر شد و 72 تن از بهترین یاران امام (ره ) به آرزوی دیرینه خود رسیدند .
اکنون 26 سال پس از آن حادثه وظیفه همه نیروهائی که با آرا وافکار شهید بهشتی ویاران او آشنائی دارند اینست که به تبیین خدمات و شخصیت والای آنها بپردازند و خصوصیات اخلاقی او را برای دولتمردان به صورت تابلویی زیبا مجسم کنند. لااقل اشاره ای داشته باشیم از شهید وشهادت آنجا که مرحوم دکتر علی شریعتی با سوز وگداز منحصر به فرد خود ودر سخنان حماسی وشور برانگیز خود در اوج اختناق ستم شاهی می گفت : « شهید در لغت به معنای حاضر ناظر به معنای گواه و گواهی دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنی آگاه و نیز به معنی محسوس و مشهود کسی که همه چشم ها به او است و بالاخره به معنی نمونه الگو و سرمشق است » 1
ویا این که : « شهید » زنده جاوید حماسه ساز عارف آگاه انتخاب گر و روزی خوار نعم الهی است و این اصیل ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامی به شمار می رود چنانچه قرآن کریم نیز بدان اشاره می کند. ویا در جای دیگر می نویسد : « شهید قلب تاریخ است ; هم چنان که قلب به رگهای خشک اندام خون حیات و زندگی می دهد جامعه ای که روبه مردن می رود جامعه ای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست داده اند و جامعه ای که به مرگ تدریجی گرفتار است جامعه ای که تسلیم را تمکین کرده است جامعه ای که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است ; شهید همچون قلبی به اندام های خشک مرده بی رمق این جامعه خون خویش را می رساند و بزرگ ترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل ایمان جدید به خویشتن را می بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید; کی غائب است 2
باید پذیرفت که شهادت هنر مردان خداست ; چنان که خوب زیستن و خوب زندگی کردن هنر مردان الهی می باشد. خوب مردن نیز هنری است که در درجه اول شهدا آن را به ارث می برند. شهدا شمع های فروزانی هستند که با نثار هستی و وجود خود در محضر حق تعالی پیروز می شوند. سیدالشهدا سمبل و الگوی خوب مردن (شهادت ) در همه اعصار است . مقتدایان امام حسین علیه السلام کسانی هستند که جان خویش را در راه خدا نثار می کنند و به راستی حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بی تاب انسان های عاشق تزریق می کند.
با مرور انقلاب اسلامی ودر نظر آوردن آن روزهای سخت و با شناخت دقیق وراستین شخصیت های بزرگی همچون شهید بهشتی و یاران مخلص مکتبی او چه آنانی که با او به شهادت رسیدن وچه آنانی که بعدها در آتش خشم منافقین واستکبار جهانی سوختند شاید آیندگان به این نتیجه برسند که این همه مردانگی وتلاش وگذشت وفداکاری و خدمتگزاری را فقط باید در افسانه ها دید وچنین مردان وزنانی را نیز باید مردان افسانه ای نامید
مجید گودرزی
صبر و سکوت و متانت آیت الله بهشتی از او چهره ای مظلوم و خدمتگزار ساخته بود که علیرغم شنیدن همه تهمت ها و فحاشی های جناح غربگرا و ضد انقلاب هرگز لب به شکایت نگشود
اکنون 26 سال پس از حادثه هفتم تیر وظیفه همه نیروهایی که با آرا و افکار شهید بهشتی و یاران او آشنایی دارند اینست که به تبیین خدمات و شخصیت والای آنها بپردازند


 



مهدی عبادی نیا ::: پنجشنبه 6/4/1387::: ساعت 1:0 صبح

ادامه


نهج البلاغه:(دشتی)


خطبه 185خط24:پس بزرگ است خداوندی که سجده می کند برای اوهرچه که درآسمان وزمین است خواه ناخواه.ودربرابر اوباخضوع چهره برخاک می نهند ورشته اطاعت اورادرتندرستی وناتوانی به گردن می نهند وازروی ترس وبیم زمام اختیارخود به او


می سپارند


خطبه182خط5:وازشواهد خلقت خداوند خلقت آسمانهای پا برجا وبدون ستون وتکیه گاه است


آسمانها را به اطاعت خویش دعوت و آنها بدون درنگ اجابت کردندواگراقرارآسمانها به پروردگاری او و اعترافشان دراطاعت وفرمانبرداری ازاونبود هرگز آسمان رامحل عرش خویش وجایگاه فرشتگان وبالارفتن سخنان پاک واعمال نیک وصالح بندگانش قرارنمی داد


و....


ویا دراحادیث دیگری که به این مطلب اشاره شده است


یکی ازیاران امام صادق(علیه السلام)می فرماید:ازتفسیرآیه(وان من شیء الا یسبح بحمده)سوال کردم امام فرمود:کل شیءیسبح بحمده وانا لنری ان ینقض الجداروهوتسبیحها


هرشی ای تسبیح وحمد خدا می گوید وقطعا ما می بینیم اینکه هنگامی که دیوار


می شکافد وصدایی به گوش می رسد آن نیزتسبیح خدا است. 1


ازامام باقر(علیه السلام )نقل شده است که فرمود:پیامبراکرم(صل الله علیه واله)علامت داغ برصورت حیوانات نگذارید وتازیانه بر صورت آنها نزنید زیرا آنها حمد و ثنای خدامی گویند.2


ازامام صادق (علیه السلام )نقل شده است:ما من طیریصاد فی بر ولابحرولاشیء یصاد من الوحش الابتضییعه التسبیح(هیچ پرنده ای صید نمی شود درخشکی ودریا وهیچ حیوان وحشی صید


نمی شود مگربخاطرترک تسبیح)3


امام باقر(علیه السلام )صدای گنجشکانی راشنید فرمود:می دانید اینها چه می گویند:ابوحمزه ثمالی که ازاصحاب خاص امام بود می گویدعرض کردم نه فرمود:می گویند یسبحن ربهن عزوجل ویسئلن قوت یومهن (تسبیح پروردگاررامی گویندوروزی خودراازاومی خواهند)4


درحدیث دیگری آمده که یک روزپیامبرنزدعایشه آمد فرمود:این دولباس مرابشوی عرض کرد ای رسول خدا دیروزشستم فرمود:(اما عملت ان الثوب یسبحن فاذا اتسخ انقطع تسبیحه)


(آیا نمی دانی لباس تسبیح می گوید پس زمانیکه چرک آلود شود تسبیح آن قطع می شود)5


مجموعه این روایات گواه براین هستند که تمام موجودات عالم اعم ازجانداروبی جان مشغول ذکرخداوند هستند ودارای درک وشعورهستند.


واین محقق دانشمند با تحقیق برروی آب این امرراعملا ثابت کرد وهمچنین خانم حمیده بیطرف درسال 83تحقیقاتی رادرجشنواره خوارزمی مطرح کرد که برروی قلع- سولفات- مس - جیوه –و....انجام داده بود که این اشیاء درمقابل سخن – یاداشت – تفکر- و....عکس العمل نشان می دهند ومشاهده کرده بود زیباترین ملکول آب هنگامی است که با قرآن آزمایش شده بود


.ای کاش این قرآن به دست آن محقق می رسید تابه حقانیت قرآن پی می برد.


قصد من این است که این بحث رابرروی تمام ذرات اطراف خود حتی انسان ببرم تا ببینیم چه تاثیری انسان برمحیط اطراف خود دارد وبلعکس .


همانطورکه خود می دانید 70درصد بدن انسان آب است ومابقی گوشت واستخوان حال ببین


وقتی یک انسان سخن زشتی می زند چه بلایی برسر بدن خود می آورد.


دین اسلام انسان راازمنکرات نهی کرده است مثلا می گوید دروغ نگویید غیبت نکنید فحاشی نکنید به هرچیزنگاه نکن به مکانهای فاسد نرو لقمه حلال بخوروبسیارازدستورات دیگر.....


آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا دین اسلام این همه دستورالعمل دارد


(حلال –حرام- مستحب-مکروه –مباح)تمام اعمال انسان شامل یکی ازاین موارد می شود.


البته ما به این موضوع خواهیم پرداخت .


یک انسان با یک حرف یا یک عمل زشت نه تنها تمام ذرات بدن خود را بلکه تمام اطراف محیط خود را آلوده می کند وهمچنین تمام اشخاصی را که درآن محیط هستند آلوده می کند


همچنین نگاه انسان تفکرانسان ونیت انسان تاثیر مستقیمی برمحیط اطرافش دارد ومی تواند آنها را زشت ویا زیبا کند وبا این کار شخصیت خود را بسازد. به عنوان مثال نمونه ای چندازدستورات اسلام رابرای شما نقل می نمایم.


دین اسلام برای انسانی که عصبانی است دستور می دهد که برای رفع عصبانیت ذکر بگوید(لاحول ولا قوه الا بالله) چرا دین این دستوررا می دهد آیا غیرازاین است که انسان هنگام عصبانیت تمام ملکولهای بدنش زشت می شوند وانسان اگر عملی انجام دهد مطابق دستورالعملی است که ازروحی دریافت می کند که باعصبانیت آنرا زشت کرده است وبااین وضعیت نمی تواند درست تصمیم بگیرد دین سفارش میکند ((والکاظمین الغیظ))ابتدا خشم خود را فروببر سپس تصمیم بگیرکه نحوه تصمیم گیری رانیز به ما داده است ((والعافین عن الناس ))دین می گوید ابتدا با ذکر و... جسم خود را زیبا  کن تا به این وسیله روح انسان ازخباثت خارج شود سپس تصمیم گیری کند چراکه بین روح وجسم انسان ارتباط مستقیمی برقرار است.


دین هنگام غذا خوردن می فرماید سر سفره ابتداءا بلند بسم الله الرحمن الرحیم بگو سپس مشغول غذا شو ویا اینکه درحدیثی از پیامبراکرم (صل الله علیه واله)آمده است که اگربرسرسفره غذا چند نوع غذا دارید برای هرغذا یک بسم الله ....بگوتا به بدن شما صدمه وارد نشود چرا که انسان با این کارتمام ملکولهای غذا را زیبا می کند واین ملکولهای زیبا به بدن من زیان نمی رسانند .


دریک روایتی آمده است که زمان که می خواهی آب بنوشی با سه نفس بخورو درابتدای هر نفس ابتدا بسم الله الرحمن الرحیم بعداز خوردن اولین جرعه الحمدالله همینطور دردونفس بعدی تا زمانی که این آب دربدن انسان می باشد قطره قطره آن برای انسان ذکرمی گویند ببین با این الفاظ چقدر ملکولهای آب را زیبا کرده ای  و آنها بخاطر این عمل برای انسان ذکر می گویند .


درروایتی آمده است اگرمومنی چهل جمعه غسل جمعه کند بدن او درخاک نمی پوسد چرا؟


انسان با این کار بقدری مولکولهای بدن را زیبا کرده است که خاک به خود اجازه نمی دهد تا این انسان را تجزیه کند البته به شرط  اینکه انسان این بدن را آلوده نکند .برای نمونه می توان به بدن عام جلیل القدر مرحوم شیخ صدوق مثال زد که بعد از گذشت چند صد سال از رحلت این بزرگوار که سیل قبر آن بزرگوار را خراب کرد بود جنازه آن عالم سالم سالم بود. ویا جنازه شهید شفیعی که بعداز 16سال از عراق برگشت وچه بلاهایی برسراین جنازه نیاوردند ولی آن همچنان سالم باقی ماند که ان شاءالله به زودی عکس آن عزیزرا در وبلاگ خواهم فرستاد و....


آیا تاکنون فکر کرده اید چرا وضو گرفتن دردستشویی مکروه است مگراین آب همان آبی نیست که انسان با آن دردستشویی تطهیر می کند پس چرا ریختن آب وضو درآن مکروه


 می شود آیا غیرازاین است که است که انسان با گفتن اذکار وضو این آب را زیبا کرده است یا حداقل اینکه این آب درک دارد که برای چه امری به کار برده می شود دراین حالت است که ریختن این آب با این ملکولهای زیبا دردرون دستشویی مکروه است.


ازاین نوع احادیث دردین اسلام فراوان داریم که انسان با کمی فکر می تواند پی به اهمیت این موضوع ببرد.


همینطور محیط می تواند تاثیر مستقیمی بر جسم وروح انسان داشته  باشد  خود بروید وامتحان کنید چرا روح انسان در حرم ائمه درمزار علما شهدا امام زادگان وقبرستان آرامش می گیرد ولی در اماکن فاسد واماکن شلوغ مانند بازار که هر نوع سخنی در آنجا گفته می شود ومحل رفت وآمد انواع انسانها با شخصیتهای مختلف می باشد روح انسان آرامش ندارد (البته انسانی که روح خود را الوده نکرده با شد ).


چرا دین به ما دستور می دهد که هر گونه فیلم وهرگونه موسیقی را اجازه دیدن وگوش کردن ان را نداریم آیا غیرازاین است که اینها با نوع خلقت انسان متفاوت است.


آیا واقعا دین اسلام با این دستورات انسان را محدود می کند یا برنامه ای برای انسان تدوین می کند که مطابقت کامل با شخصیت وروح وجسم انسان دارد.


پس برادر وخواهر مسلمان: دین با دستوردادن به حفظ حجاب نگاه نکردن به نامحرم –نپوشیدن هرگونه لباس وبا هرگونه وضع ظاهری در جامعه حاظر نشدن ودستوراتی که انسان با انجام دادن آن دستورات به سعادت دنیا وآخرت خواهد رسید درصدد محدود کردن آزادی انسان نیست بلکه دارد عین آزادی را به انسان می دهد ولی گوش شنوا وچشم بینا نیاز دارد که خوب ببیند وخوب بشنود واقعیت ها را .


پس بیاییم خوب ببینیم و خوب بشنویم تا خوب بفهمیم  و به آن سعادتی که اسلام آنرا  برای مومنان محیا کرده است برسیم .


اللهم الجعل عواقب امورنا خیراش


1.2.3.(نورالثقلین ج3ص168


4.5.(حلیه الاولیا به نقل ازالمیزان )


   



مهدی عبادی نیا ::: سه‏شنبه 14/12/1386::: ساعت 8:0 صبح

 


بسم الله الرحمن الرحیم


یسبح له ما فی السموات وما فی الارض


 


موضوع: تاثیر طبیعت بر انسان وتاثیرانسان بر طبیعت


شا ید سی دی شهادت آب را دیده باشید که نتیجه تحقیقات محقق ژاپنی آقای پروفسور (ماساروایموتو) درکتاب پیغام آب می باشد که برروی ملکولهای آب انجام داده است  که مقداری آب را در مکانها ومحیطهای مختلفی مورد آزمایش قرار داده است که انسان با دیدن این تحقیقات پی به اهمیت دستورات دین اسلام می برد.


این محقق ژاپنی که فارق التحصیل دانشگاه یوکاهاما می باشد دارای یک موسسه تحقیقاتی shm درژاپن می باشد


این محقق بااستفاده ازابزارهای مختلف (موسیقی. نوشتار. سخن. وحتی تفکرکردن برروی اب.و....) ملوکولهای آب را درحدود ده هزارآزمایش مورد بررسی قرارداده است وبه این نتیجه رسیده است که متافیزیک تاثیرمستقیم برروی آب می تواند داشته باشد


وقتی کلام زیبا- نوشته زیبا- رفتار زیبا- وحتی تفکر زیبا-ازکسی سرمی زند ملکول آب سریعا واکنش نشان می دهد وزیبا می شود و وقتی همین امور را درموارد غیرصحیح خود بکارمی برد این ملکول زشت می شود حتی تفکرانسان که دریک شهر دیگر است اگر بروی این آب که درشهردیگراست تفکرکند تاثیر می گذارد فرقی نمی کند که باچه زبانی باشدوباچه تفکری آب آن را درک می کند که این واکنش زیبا است یا که نه ومتقابلا


عکس العمل نشان می دهد حتی نوع نیت انسان نیزتاثیرداردکه تصاویرآن را می توانید در اینترنت ببینید.


 


حال بحث ا ینجا است که!


اولا: این محقق فقط برروی ملوکولهای آب تحقیق کرده است نه همه ملکولهای اشیاء اطراف خود.


ثانیا :نمی دانم ماچه جورمسلمانی هستیم فقط ادعای مسلمانی می کنیم حقا که بعضی انسانها دردینشان هرچند که باطل است ولی مقید ترازما مسلمانها هستند .


فقط کافی است که کمی فکرکنیم یا ما واقعا راست می گوئیم یا خداوند وائمه اطهارکه مسلما مورد اول باطل است .


نمی دانم چرا نمی خواهیم باورشان کنیم باید حتما یک دانشمند غیر مسلمان به نتایجی درمورد یک موضوع دست پیدا کند تازه ما می گوئیم دین اسلام این موضوع را 1500 سال پیش بیان کرده است ولی ما باورنداشتیم حالا که یک دانشمند غربی یا شرقی به این نتیجه رسیده است ما آن را قبول می کنیم.


بیاییم واقعا کمی فکر کنیم آیا دین اسلام غیرازاین است که برای انسان سازی وخوشبختی مردم آمده است آیا نه این است که خداوند درقرآن می فرماید همه چیزرابرای انسان خلق


کرده ام توی انسان برای خودم همین خدا برنامه زندگی انسان را تدوین کرده است.


ماحرف خداوند وائمه معصومین علیه السلام را به اندازه حرف یک دکتر قبول نداریم زمانی که یک دکتریک نسخه می نویسد بدون چون وچرا حرف او را باورمی کنیم چرا که اورا باورداریم اما وقتی نوبت به د ستورات دینی می رسد تا علت آن را ندانیم حاظر به انجام آن نیستیم مگر ازروی ترس .ما واقعا حاضرنیستیم بندگی کنیم باید حتما علت کاری را که می کنیم بدانیم البته این خوب است ولی دیگر بندگی خالص نیست چرا که حرف مولای خودش را به راحتی قبول نمی کند مگراینکه علت بیاورد .حالا این دنیایی که همه اش علت ومعلول است


 


(وبه قول اساتید اخلاق شانس از خرافه ترین خرافت است) وهیچ معلولی بی علت نیست چه زیباست که انسان بدون پرسش علت کارفقط به خاطردستورمولی این کارراانجام دهد نه بخاطر لذت وترس ازجهنم وبخاطرطمع بهشت . پس بیا ییم دین ودستورات دین را باورکنیم.


اما بحث اصلی ما که درمورد تاثیرات طبیعت برانسان وبلعکس می باشد برای این بحث


ابتداءا درصدد اثبات این حرف محقق دانشمند مبنی بر داشتن درک وشعور اشیاء عالم(بااستفاده ازقرآن واحادیث) می باشیم سپس به بررسی موضوع می پردازیم.


قرآن


1:خداوند درقرآن کریم درسوره اسرا آیه 44می فرماید((تسبح له السموات السبع والارض ومن فیهن وان من شیء الا یسبح بحمده ولکن لا یفقهون تسبیحهم انه کان حلیما غفورا))


(تسبیح می گویند هفت آسمان وهرآنچه که درآن است ونیست هیچ شی ای مگر اینکه تسبیح می گوید به همراه حمد خداوند را ولی شما نمی فهمید .....)


2:سوره رعد آیه13 ((یسبح الرعد بحمده))تسبیح میگوید رعد به همراه حمد خداوند را


3:سوره بقره آیه74((وان منها لما یهبط من خشیه الله))بعضی ازسنگها ازترس خدا ازفرازکوهها به پائین می افتد


4:سوره فصلت آیه11((فقال لها وللارض ائتیا طوعا او کرها قالتا اتینا طائعین))خدابه آسمان وزمین فرمود ازروی اطاعت یاکراهت به فرمان درآیید آنها گفتند ما ازدراطاعت می آییم.


راستی این آیات از چه سخن می گویند آیا صراحتا بیان نمی کنند که این عالم هستی دارای درک وشعور هستند ومشغول ذکر خداوند هستند


قران کریم می فرماید:عالم هستی یک پارچه زمزمه وغوغا است هرموجودی به نوعی به حمد وثنای خداوند مشغول است((وان من شیء الا یسبح بحمده))وغلغله ای خاموش درپهنه عالم هستی طنین افکنده که بی خبران توانایی شنیدن آنرا ندارند((ولکن لا یفقهون تسبیحهم))


اما اندیشمندانی که قلب وجانشان به نورایمان زنده و روشن است این صدا را ازهرسو


به خوبی به گوش وجان می شنوند


گرتورا ازغیب چشمی بازشد    باتوذرات جهان همراز شد


نطق آب ونطق خاک ونطق گل   هست محسوس حواس اهل دل


جمله ذرات درعالم نهان            با تومی گویند روزان وشبان


ماسمیعیم وبصیروبا هشیم    باشمانامحرمان ماخامشیم


ازجمادی سوی جان جان شوید   غلغل اجزای عالم بشنوید


فاش تسبیح جمادات آیدت   وسوسه تاویلها بزداید ت


 


ادامه دارد



مهدی عبادی نیا ::: سه‏شنبه 14/12/1386::: ساعت 7:0 صبح


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 3
کل بازدید :1899

>> درباره خودم <<
وجنات تجری من تحتها الانهار
مهدی عبادی نیا[16]
زچه اصلم به چه فصلم به چه بازار خرندم

>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

>>آرشیو شده ها<<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لینک دوستان<<

>>لوگوی دوستان<<

















>>موسیقی وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ایمیل:

 

>>طراح قالب<<